برتری مقام امیر المؤمنین بر خاتم الانبیاء

سلام
بعضی درویش‌ها می‌گفتند مقام امیر المؤمنین بالاتر از مقام رسول الله است، می‌خواستم بدانم آیا واقعاً مقام حضرت علی (ع) بالاتر است یا مقام حضرت محمد (ص)؟

ــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
در آغاز سخن، لازم به ذکر است که چون در فرهنگ غنی تشیع، مجموعه‌ی قرآن و اهل بیت (علیهم‌السلام) یک نور محسوب می‌شوند (کلّکم نور واحد)، تجسّس در مورد بالاتر بودن یکی بر دیگری، کاری عبث و بدون ثمره‌ی عملی است. پس بهتر است ذهنتان را از توجه به این مقوله و مانند آن، معطوف به وظایف دینی اعتقادی و عملی خودتان نمایید تا سعادت ابدی را به یقین به دست آورید.
اما در جواب به این سؤال، باید عرض کنم علمای اسلام، چند دلیل برای برتری استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر امیر المؤمنین علی (علیه‌السلام) آورده‌اند که به اختصار، ذکر می‌کنم:
دلیل اول: خاتمیت؛
به تصریح قرآن کریم، استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پایان بخش سلسله‌ی پرافتخار انبیاء هستند. از این معنی استفاده کرده‌اند که آن حضرت، انسان کاملی است که اگر میلیون‌ها سال نیز بگذرد، کامل‌تر از ایشان نخواهد آمد و اگر کامل‌تر از ایشان در دایره‌ی وجود یافت می‌شد، حتماً او به مقام خاتمیت (خاتم پیامبران) می‌رسید. به عبارت دیگر، از آنجا که کسی جز رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به خاتمیت نرسیده است،‌ مشخص می‌شود که کامل‌تر از آن حضرت نیز وجود ندارد.
دلیل دوم: اولین مسلمان بودن؛
دلیل دیگر بر برتری پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر سایرین این است که خداوند به ایشان امر می‌کند که: «بگو من اولین مسلمانم» (سوره‌ی انعام،‌ آیه‌ی 163) و حال آنکه به هیچ پیامبری چنین دستوری داده نشده است. مقصود از «اول المسلمین» اوّلیت ذاتی یا رتبی است، نه زمانی و تاریخی، زیرا اگر اولیّت زمانی بود، هر پیغمبری نسبت به قوم خودش «اول المسلمین» بوده است. به عبارت دیگر، «اولین مسلمان بودن»، نشانگر برتری رتبی آن حضرت بر ما سوی الله است.
دلیل سوم: شارع بودن؛
از اخبار استفاده می‌شود که امامان معصوم (علیهم‌السلام) شارع (تشریع‌کننده ـ دین‌آور) نبوده‌اند یعنی احکام و قوانین شریعت و حلال و حرام به آنها وحی نمی‌شده؛ بلکه احکام و قوانین دین، به طور کامل بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نازل شد و آن حضرت هم بعض آنها را که لازم بود در اختیار مسلمانان قرار دادند؛ ولی مجموعه‌ی کامل این معالم دینی را به مولانا علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) تعلیم نمودند و امام علی (علیه‌السلام) نیز در اختیار امام بعد از خودشان قرار دادند و اکنون در اختیار امام دوازدهم (ارواحنا فداه) است. بنا بر این، ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) هر گاه احکام حلال و حرام را بیان می‌کردند، به نحو استقلال نبود، بلکه در این موارد، تابع و پیرو رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بودند و فقط مسائلی را بیان می‌کردند که از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به ارث به آنان رسیده بود. در برخی روایات، علاوه بر خدای تعالی که شارع اصلی است، استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز به عنوان شارع معرفی شده‌اند. قرار گرفتن در جایگاه تشریع (دین‌آوری) که فقط مخصوص خدای تعالی است، جایگاه بسیار بلندی است که نشان از امتیاز ویژه‌ی حضرت ختمی‌مرتبت (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر سایر انسان‌ها دارد.
دلیل چهارم: دریافت وحی:
از بعضی احادیث استفاده می‌شود که گر چه بر امام نیز الهام می‌شود و با عالم غیب ارتباط دارد لیکن وحی و الهام آنها با وحی پیامبر فرق دارد. استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) رسماً با عالم غیب تماس می‌گرفتند، فرشته‌ی وحی را مشاهده می‌نمودند، ملکوت جهان هستی را رؤیت می‌کردند؛ ولی ارتباط امام (علیه‌السلام) در چنین مرتبه‌ای نیست. امام، فرشته را مشاهده نمی‌کند، بلکه مطالب در دلش القاء می‌شود یا صدای فرشته وحی به گوشش می‌رسد.
دلیل پنجم: استقلال در تأیید؛
استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مستقیماً با جهان غیب تماس می‌گرفتند و حقایق را دریافت می‌نمودند و در این زمینه نیازی به تأیید و راهنمایی دیگران نداشتند؛ لکن ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) به تأیید و تقویت و راهنمایی استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) احتیاج داشتند. از تأییدات معنوی و اشارات مرموز استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بود که هزاران در از علم به روی امیر المؤمنین (علیه‌السلام) گشوده شد.
دلیل ششم: برتری علمی؛
برتری علمی استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر مولانا امیر المؤمنین (علیه‌السلام) در روایات متعددی مورد تصریح قرار گرفته است. از آن جمله در روایت معتبر و مشهور آمده است:
«أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»
ترجمه: من شهر علمم و علی درِ آن است.
(التوحيد، شیخ صدوق، صفحه‌ی 307، حدیث 43، باب حديث ذعلب)
دلیل هفتم: مخلوق اول بودن:
از نظر عقل و نقل، فیض کامل می‌تواند از فیض اکمل نشأت بگیرد ولی حالت عکس آن، محال است. به عنوان مثال، فرض کنید یک منبع بزرگ آب داریم و قرار است از طریق لوله‌هایی، آب آن توزیع شود. در این صورت، به فرض اگر اولین لوله، 20 اینچ باشد، لوله‌ی دومی نمی‌تواند 30 اینچ باشد و پر شود. سیر طبیعی و تکوینی در این مثال، این است که آب منبع توسط یک لوله‌ی 20 اینچی به یک لوله‌ی 10 اینچی و از آن، به یک لوله‌ی 5 اینچی منتقل گردد.
وقتی صدور فیض الهی در ساخت جهان مادون را به منبع آب و لوله‌ها تشبیه کنیم، باید اولین فیضی که از آن منبع لایزال صادر می‌شود و سایر موجودات از آن سرچشمه می‌گیرند، بزرگترین مخلوق باشد.
در یک روایت مرسل آمده است:‏«أَوَّلُ‏ مَا خَلَقَ‏ اللَّهُ نُورِی‏»
ترجمه: اولین چیزی که خداوند آفرید، نور من بود.
منبع: عوالی اللئالی العزيزية فی الأحاديث الدينية، احسائی، جلد 4، صفحه‌ی 99.
با این حساب، باید اقرار به برتری استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر امیر المؤمنین (علیه‌السلام) و سایر ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) نماییم.
البته دلایل دیگری نیز وجود دارد که نقلش از حوصله‌ی نویسنده خارج است.

موفق باشید
حاج فردوسی

  1. یاسین گفت:

    سلام.
    استفاده کردیم.