سلسله نقدهايی بر مفاتيح الحياة (2)

در مطالب گذشته، روشن شد که يک‌ششم از روايات مفاتيح الحياة، ضعيف يا نامعتبر يا مشکوک است. اين در حالی است که ائمه‌ی طاهرين (عليهم‌السلام) بر گرفتن علم از منبع و مجرای درست، تأکيد داشته‌اند. امام باقر (عليه‌السلام) در معنی آيه‌ی شريفه‌ی «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ»‏ مي‌فرمايند: «عِلْمُهُ الَّذِی يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». (کافی، محدث کلينی، جلد ‏1، صفحه‌ی 50، بَابُ النَّوَادِرِ)
ترجمه: در تفسير آيه‌ی شريفه‌ که مي‌فرمايد: انسان بايد به خوراکش نگاه و دقت کند، فرمودند: يعنی به دانشش که از چه کسی مي‌گيرد بايد دقت کند.

شايد اين سؤال پيش آيد که چه اشکالی دارد از احاديث عامه در تدوين برنامه‌ی زندگی شيعيان استفاده شود؟ در جواب، فقط به ذکر يک حديث از امام صادق (عليه‌السلام) بسنده مي‌کنيم که مي‌فرمايند:

«لَا خَيْرَ فِيمَنْ لَا يَتَفَقَّهُ مِنْ أَصْحَابِنَا يَا بَشِيرُ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ إِذَا لَمْ يَسْتَغْنِ بِفِقْهِهِ احْتَاجَ إِلَيْهِمْ‏ فَإِذَا احْتَاجَ إِلَيْهِمْ أَدْخَلُوهُ فِی بَابِ ضَلَالَتِهِمْ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ». (کافی، محدث کلينی، جلد ‏1، صفحه‌ی 33، بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَ فَضْلِهِ وَ فَضْلِ الْعُلَمَاءِ)
ترجمه: در کسی از اصحاب ما که فهم عميق از دين نداشته باشد، خيری نيست. ای بشير، همانا مردی از ايشان (يعنی شيعيان) اگر به فهم دينی خودش (بر طبق آنچه از ائمه‌ی طاهرين عليهم‌السلام رسيده) بي‌نياز نشود، محتاج آنان (= عامه) خواهد شد، پس چون محتاج آنان شود، او را در گمراهی خودشان ـ به طوری که متوجه نشود ـ داخل خواهند کرد.

با توجه اين فرمايش نورانی رئيس مذهب حقّه‌ی جعفری، اگر برای سيراب کردن عطش معنويت‌خواهی جامعه‌ی شيعيان، دست به دامان روايات مخدوش و مغشوش عامه شويم، از جايی که نفهميم و متوجه نشويم، در گمراهی آنان شريک شده و جامعه‌ی شيعه را شريک خواهيم کرد.

چه نيازی است که از روايات اصحاب سقيفه در تدوين برنامه‌ی زندگی اصحاب غدير استفاده شود؟! جايی که حديثی ضعيف و مخدوش است، بهتر است از نقل و ابتناء بر آن پرهيز گردد؛ چرا که امام باقر (عليه‌السلام) مي‌فرمايند:«الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِی الْهَلَكَةِ وَ تَرْكُكَ حَدِيثاً لَمْ تُرْوَهُ خَيْرٌ مِنْ رِوَايَتِكَ حَدِيثاً لَمْ تُحْصِهِ». (کافی، محدث کلينی، جلد ‏1، صفحه‌ی 50، بَابُ النَّوَادِرِ)
ترجمه: توقف در نزد شبهه، بهتر از فرو رفتن در هلاکت است و اگر حديثی که روايت آن برايت ثابت نشده را واگذاری و نقل نکنی، بهتر است از روايت کردن حديثی که بر همه‌ی جوانب آن (از جمله، صحيح بودن صدورش) احاطه نداري.

البته نمي‌توان نويسندگان مفاتيح الحياة را به تعمّد بر گمراه کردن جامعه‌ی شيعی با تزريق روايات ارباب سقيفه متهم نمود؛ ولی اين سهل‌انگاری، قابل چشم‌پوشی نيست و اگر کسی بفهمد و فرياد نزند، در گمراه شدن جامعه شريک است.

و الحمد لله
حاج فردوسی