جایگاه انتخابات در منهاج فردوسیان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم
یکى از مسائلى که مى‌خواستم از منظر نظام جامع تربیتى منهاج فردوسیان بدانم، مسئله‌ى حضور در انتخابات است.
١. حضور در انتخابات از منظر نظام جامع تربیتى منهاج فردوسیان چگونه است؟
٢. آیا انداختن رأى سفید در صندوق، کار ما را در قیامت راحت نمى‌کند که دیگر جواب رأى دادن به فردى که شایسته نبوده را ندهیم؟
٣. وقتى بین چند تا از کاندیداها اصلح را نیابیم چه کنیم؟ مى‌توانیم قرعه‌کشى کنیم؟
۴. اگر در بین کاندیداها اصلح وجود نداشته باشد و حتى صالح هم نباشد، باید بین غیرصالح و غیرصالح‌تر انتخاب کنیم؟
۵. اگر به جمع بندى‌نهایى براى انتخاب اصلح نرسیدیم، مى‌توانیم از لیست‌هاى مورد اعتماد و متدیّنینى امثال جامعه‌ى مدرّسین حوزه‌ى علمیّه‌ى قم مقدّس استفاده کنیم؟
۶. لطفاً اگر فرمایش خاصى دارید در مورد انتخابات بفرمایید.
با کمال تشکر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
انتخابات از بدعت‌هایی است که بعد از استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در جامعه‌ی اسلامی ایجاد شد. در دو رأی‌گیری اولیه که یکی در سقیفه و دیگری در شورای شش نفره اتفاق افتاد، مصیبت‌هایی به بار آمد که تا ظهور صاحب الامر (ارواحنا فداه) ادامه خواهد داشت و زخمی زده شد که هیچ کسی جز آن بزرگوار نمی‌‌تواند آن زخم را ترمیم نماید. اللهم عجّل لولیک الفرج

نظام اسلامی چه در «عصر حضور» و چه در «عصر غیبت» و چه در «عصر ظهور»، مبتنی بر اقبال مردم به رهبر واحد است و در مقابل، اداره‌ی تمام امور جاریه‌ی مملکت، بر عهده‌ی رهبر یا وکلای اوست.

به عبارت روشن‌تر، در حکومت اسلامی، باید مردم به یک نفر (در عصر حضور، معصوم و در عصر غیبت، فقیه جامع الشرایط) اقبال کنند و با او بیعت نمایند و او، باید برای اداره‌ی امور جاریه‌ی مملکت، وکیلی تعیین کند (مثل رئیس جمهور) و آن وکیل، جمعی را برای معاونت خود تعیین کند (مثل هیأت وزرا) و آنان برای خود، زیرمجموعه‌هایی برگزینند (مثل استانداران و فرمانداران) تا اوامر مملکت‌داری رهبر را تا اقصا نقاط مملکت اجرایی کنند.

نیز رهبر غیرمعصوم، باید برای تعیین قانون‌های مناسب و منطبق بر اسلام عزیز، وکیلی تعیین کند (مثل رئیس مجلس شورا) و آن وکیل، جمعی را برای معاونت خود تعیین کند (مثل نمایندگان مجلس) و آنان برای خود، زیرمجموعه‌هایی برگزینند تا نیازهای قانون‌گذاری مملکت به دقت و منطبق بر واقعیت‌ها انجام گیرد.

همچنین رهبر غیرمعصوم باید جمعی از معتمدین خود را که آشنا با فقه شیعه هستند، به سِمت نظارت بر قانون‌های قانون‌گذاران بگمارد (مثل شورای نگهبان) تا قانونی بر خلاف شرع انور وضع نکنند.

همچنین رهبر باید برای حل و فصل اختلافات جامعه بر طبق احکام عالیه‌ی اسلام، وکیلی تعیین کند (مثل رئیس قوّه‌ی قضائیه) و آن وکیل، جمعی را برای معاونت خود تعیین کند (مثل شورای عالی قضایی) و آنان برای خود، زیرمجموعه‌هایی برگزینند تا نیازهای قضایی مملکت مرتفع گردد.

همچنین رهبر باید فرماندهی اصلی سپاه اسلام را بر عهده داشته باشد و باید برای رسیدگی تخصصی به امور دفاع و رصد تحرکات دشمن، وکیل بگیرد (مثل فرمانده سپاه و فرمانده ارتش و فرمانده پلیس) و او باید برای معاونت خود، جمعی را تعیین کند (مثل شورای عالی دفاع) و آنان برای خود، زیرمجموعه‌هایی برگزینند تا نیازهای مملکت به محافظت از اشرار داخلی و خارجی مرتفع گردد.

و جمعی را وکیل کند که خطبه‌ی نماز جمعه بخوانند و جمعی را وکیل کند که امور حسبیه را متکفل باشند و جمعی را وکیل کند که مردم را با احکام اسلام آشنا سازند و جمع را وکیل کند که پاسخ شبهات را بدهند و جمعی را وکیل کند تا مفسدان اقتصادی را محصور کنند و …

پس در اسلام عزیز، «جمهوری اسلامی» به این معنی که الان در ایران رایج است، وجود ندارد؛ بلکه «حکومت اسلامی» وجود دارد؛ به این معنی که همه‌ی حاکمیت باید در اختیار ولی امر باشد و مردم، فقط باید اطاعت کنند و حق انتخاب ندارند. البته می‌توانند از عملکرد هر کدام از وکلا و کارگزاران حکومت اسلامی در نزد رهبر، شکایت کنند و رهبر، موظف به رسیدگی است. همچنین می‌توانند کارگزاران صالح را به رهبر یا در رده‌های پایین‌تر، به وکلای رهبر، معرفی نمایند تا از آنان در اداره‌ی امور مملکت استفاده نماید.
اما جواب سؤالات شما:

جواب ۱: از مقدمه‌ی بالا، معلوم شد که «انتخابات» در منظومه‌ی فکری منهاج فردوسیان، جایگاهی ندارد و فقط خواست معصوم یا ولی فقیه مهم است. البته امروزه که انتخابات، راهی برای یاری ولی فقیه در تعیین وکلای مناسب شمرده می‌شود، لازم است در انتخابات، شرکت کرده و به کسانی که منطبق بر ملاک‌های اعلام شده از سوی رهبر هستند، رأی بدهیم.

جواب ۲: در صورتی می‌توانید رأی سفید بیاندازید که نتوانید شخصی منطبق با ملاک‌های ولی فقیه بیابید؛ ولی اگر چنین شخصی را سراغ داشتید و به او رأی ندادید و رأی سفید انداختید، مسؤول و مورد مؤاخذه خواهید بود.

جواب ۳: «اصلح» به معنی کسی است که بیشترین ملاک از ملاک‌های اعلام‌شده از سوی ولی فقیه را دارا باشد. وقتى بین کاندیداها، اصلح به وکالت رهبری در قانون‌گذاری را نیابید، باید به کسی که ملاک‌های کمتری را دارد، رأی بدهید و اجازه ندارید از قرعه در این موقع استفاده کنید. ولی در بین کسانی که ملاک‌های مساوی دارند، می‌توانید از قرعه استفاده کنید.

جواب ۴: هر گاه بین کاندیداها، کسی که واجد شرایط و ملاک‌های اعلام شده از سوی ولی فقیه است، وجود نداشته باشد، باید رأی سفید بدهید و اجازه ندارید به غیرصالح رأی بدهید و همچنین نمی‌توانید از قرعه استفاده کنید.

جواب ۵: چه به جمع‌بندی شخصی برسید و چه نرسید،‌ می‌توانید به لیست‌های مورد اعتماد ولی فقیه،‌ رأی بدهید. ولی باید احراز کنید آن مجموعه‌ای که لیست می‌دهد، مورد تأیید و اعتماد ولی فقیه باشد. در هر حال، رأیتان، باید به افرادی باشد که برایتان محرز شده که می‌توانند وکیل ولی فقیه در مجلس قانون‌گذاری باشند.

جواب ۶: در پایان عرض می‌کنم: حضور در صحنه‌هایی مانند انتخابات، کمترین تشکر از خدای تعالی برای اهدای این نظام ارزشی و رهبر فرزانه به ماست و اجتماع قطرات، منجر به سیل عظیمی می‌شود که دشمن را مأیوس و دوستان اسلام در سراسر جهان را شادمان می‌سازد. ان شاء الله

موفق باشید
حاج فردوسی