ستون‌هايی بر پوشال، نقدی بر مستندات مفاتيح الحياة

يکي از آثاري که در چند سال اخير، توانست به برکت تبليغات گسترده‌ي رسانه‌ها، فروش چشمگيري داشته باشد، کتاب «مفاتيح الحياة» است. اين کتاب، توسط جمعي از فضلاي حوزه‌ي علميه‌ي قم و در جهت تحقق ايده‌اي از آيت الله جوادي آملي و تحت نظر ايشان تدوين شده است. اين ايده، در مقدمه‌ي کتاب، چنين توضيح داده شده است: «استاد، علامه آيت الله جوادي آملي (دام ظله) با اشراف همه‌جانبه به منابع وحياني و با بهره‌وري کامل از کتاب و سنت و همچنين عقل برهاني و نيز با ژرف‌بيني خاص به اين ايده تفطّن دادند که همان طور که بزرگْ محدث روزگار ما، جناب حاج شيخ عباس قمي (رحمه الله) با اثر ماندگار و سودمندش؛ يعني مفاتيح الجنان، راه سلوک بندگان و ارتباط انسان با خدا را از طريق انجام دادن اعمال عبادي در سه بخش نماز، دعا و زيارات و بهره‌مندي از ثواب و پاداش آن‌ها هموار کرد،‌ کتابي ديگر لازم است که جلد دوم و مکمل آن محسوب شود و شئون دنيايي به ويژه امور اجتماعي بندگان را نيز با همان رويکرد، با آموزه‌هاي وحياني مرتبط سازد تا آدمي در زندگي خود از اين برنامه‌هاي الهي بهره‌مند گردد و از آثار آن، هم در دنيا و هم در عقبا سود ببرد، از اين رو اين کتاب، مفاتيح الحياة‌ نام يافت».

اما مع الاسف، اين کتاب پر تيراژ و پرفروش، چنان است که وقتي شيعه‌ي غيور، نگاهي به فهرست منابعش مي‌اندازد، غباري از غم بر دلش و عرقي سرد بر پيشاني‌اش مي‌نشيند؛ زيرا با سياهه‌اي بلند از کتاب‌هاي مخالفين و ناصبي‌ها و سران سقيفه مواجه مي‌شود که به عنوان منابع اين کتاب، مورد استفاده قرار گرفته است.

در اين نوشتار، بر آنيم تا مستندات اين کتاب را در قالب آمار و ارقام، نشان دهيم تا عمق اشکالي که در اين کتاب مخفي شده، روشن گردد.
در کتاب مفاتيح الحياة، 2701 آيه و روايت آمده است.از اين مقدار، 279 تاي آن، «آيه» و 2422 تاي آن، «روايت» است. از مجموع 2422 روايتي که در اين کتاب به آنها استناد شده؛

242 روايت از کتاب‌هاي حديثي اصحاب سقيفه نقل شده است. (بنگريد به: آمار دقيق روايات کتاب‌هاي حديثي عامه)
12 روايت از کتاب‌هاي غيرحديثي اصحاب سقيفه نقل شده است. (بنگريد به: آمار دقيق روايات کتاب‌هاي غير حديثي عامه)
110 روايت از کتاب‌هاي حديثي واسطه، نقل شده است. (بنگريد به: آمار دقيق روايات کتاب‌هاي حديثي واسطه)
38 روايت از کتاب‌هاي کم‌اعتبار شيعه نقل شده است. (بنگريد به: آمار دقيق روايات کتاب‌هاي کم‌اعتبار شيعه)
2 روايت از کتاب‌هاي غيرحديثي شيعه نقل شده است. (بنگريد به: آمار دقيق روايات کتاب‌هاي غير حديثي شيعه)

با اين حساب، يک‌ششم از روايات مفاتيح الحياة، يعني 404 روايت از 2422 روايت اين کتاب، ضعيف يا نامعتبر يا مشکوک است و براي دريافت قسمتي از مباني آن، دست به سوي دشمنان اهل بيت (عليهم‌السلام) دراز شده است؛ دشمناني همانند اسماعيل بخاري، مسلم نيشابوري و احمد حنبل که از سران و بزرگان نواصب به شمار مي‌آيند و همواره عالماً و عامداً کوشيده‌اند چراغ پرفروغ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) را خاموش سازند.

آيت الله جوادي آملي در مقدمه‌ي اين کتاب مي‌نويسد: «پيام کتاب مفاتيح الحياة تنها گشودن راه زندگي متمدّنانه و متدينانه بشر نيست، بلکه بازکردن راز مُهرشده کيفيت زندگي هر چيزي است که از هستي، سهمي دارد»

آيا شايسته است براي تدوين چنين کتابي که مدعي است پيامش بازکردن رازِ مُهر شده‌ي کيفيت زندگي است، دست به دامان روايات اصحاب سقيفه شد؟! مگر در حديث معتبر نيامده است:

عَنْ فُضَيلِ بْنِ يسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (عليه‌السلام) يقُولُ: «كُلَّمَا لَمْ يخْرُجْ مِنْ هَذَا الْبَيتِ فَهُوَ بَاطِلٌ» (بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، جلد 1، صفحه‌ي 511، باب النوادر في الأئمة و أعاجيبهم) ترجمه: هر چيزي که از اين خانه بيرون نيامده باشد، باطل است.

آيا روايات صحيح بخاري، صحيح مسلم و مسند احمد حنبل، «مِنْ هَذَا الْبَيْتِ» است؟! آيا به صِرف اين که سخني را دشمنان خاندان عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) به رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) نسبت دهند، «مِنْ هَذَا الْبَيْتِ» محسوب مي‌شود؟!

آيا همين که بنا شد در مستحبات و مکروهات سخن بگوييم نه در واجبات و محرّمات، مجوّز در تسامح تا اين حد مي‌شود؟! يعني به فرض اين که «تسامح در ادلّه‌ي سنن» را قبول کرديم، آيا دامنه‌اش اينقدر وسيع و بي‌حساب است که روايات کتاب‌هاي حديثي مخالفين خاندان عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) را هم شامل مي‌شود؟!

آيا شيعه و ميراث روايي اهل بيت طاهرين (عليهم‌السلام) اينقدر ناقص است که براي تدوين برنامه‌ي تربيتي خود، نيازمند گزارش‌هاي پيروان عمر خطاب باشيم؟!
گاهي احساس مي‌شود نوعي تعمّد در بها دادن به منابع عامه وجود داشته و آگاهانه خواسته‌اند نام مخالفين، برجسته گردد. به عنوان مثال، روايت 3 از صفحه‌ي 493، منقول از جامع صغير جلال الدين سيوطي است در حالي که همين روايت، با اندکي اختلاف، در نهج البلاغه آمده است و نيازي نبود با بودنِ سندي به قاطعيت نهج البلاغه، دست به سوي جامع صغير دراز کنند. سخن امير المؤمنين (عليه‌السلام) در نهج البلاغه اين است:

وَ قَالَ (عليه‌السلام): «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً [يَخْتَصُّهُمْ‏] يَخْتَصُّهُمُ اللَّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ‏ ثُمَ‏ حَوَّلَهَا إِلَى‏ غَيْرِهِم‏» (نهج البلاغة، شريف رضي، صبحي صالح، صفحه‌ي 551، حکمت 425)
يعني به راحتي مي‌شد همان معني را با تکيه بر روايت نهج البلاغه افاده کرد، نه با تکيه بر روايت جامع صغير سيوطي.

آمار دقيق روايات کتاب‌هاي حديثي واسطه:

کتاب‌هاي واسطه چيست؟
کتاب‌هايي است که تمام رواياتش از کتاب‌هاي حديثي قبل از خود بوده و فقط احاديث را با نظم جديدي در کنار هم قرار داده است. اين گونه کتاب‌ها در نزد حديث‌پژوهان، ارزش مراجعه و آدرس‌دهي ندارند، بلکه بايد حديث را از کتاب اوليه‌اي که از آن نقل کرده، آدرس بدهند. آدرس دادن از کتاب‌هاي واسطه، به دليل در دسترس‌بودن، قابل توجيه است ولي بايد در کنار آدرس از کتاب واسطه، آدرس کتاب اصلي نيز ذکر شود. البته اين کار در موارد معدودي در کتاب مفاتيح الحياة انجام شده ولي جا داشت در تمام موارد، مراعات شود.

● بحار الانوار (59 مورد):
اين کتاب، تأليف علامه محمد باقر مجلسي (متوفاي 1111 هـ . ق) است. بحار الانوار، در قرن يازدهم هجري قمري تأليف شده و فقط جمع‌آوري از منابع قبل از خود است. براي پي بردن به قوت يا ضعف احاديث اين کتاب، بايد به ارزش و اعتبار منبع اصلي آن نگاه کرد. پس برخي رواياتي که به نقل از بحار الانوار آمده، قوي و معتبر است ولي آدرس کتاب اصلي بيان نشده است و برخي ديگر از رواياتي که از بحار الانوار نقل شده، منبع اصلي‌اش ضعيف و غيرقابل اعتناست. در مجموع، شايسته نبود که بعضي پايه‌هاي معارف در مفاتيح الحياة بر روايات اين کتاب، بدون در نظر گرفتنِ مصدر اصلي بنا گردد. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 75، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 89، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 98، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 98، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 101، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 105، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 105، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 110، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 111، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 128، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 143، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 193، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 220، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 220، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 228، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 237، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 247، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 265، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 267، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 273، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 284، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 289، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 291، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 356، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 383، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 402، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 403، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 426، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 427، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 477، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 504، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 519، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 521، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 531، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 543، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 544، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 585، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 602، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 602، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 626، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 627، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 629، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 659، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 665، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 665، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 666، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 674، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 675، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 677، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 680، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 692، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 709، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 710، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 753، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 754، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 755، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 758، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 758، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 758، پاورقي 4.

● مستدرک الوسائل (47 مورد):
اين کتاب، تأليف ميرزا حسين محدث نوري (ره) است. اين کتاب، مجموعه‌اي عظيم از احاديث ائمه‌ي اطهار (عليهم‌السلام) در باره‌ي مسائل و احکام شرعي است که در استدراک کتاب «وسائل الشيعه» شيخ حر عاملي نگاشته شده است. اين کتاب، مشتمل بر بيست و سه هزار روايت است که در وسائل الشيعه نيامده است. مستدرک الوسائل، در قرن سيزدهم هجري قمري تأليف شده و فقط جمع‌آوري از منابع قبل از خود است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 71، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 90، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 105، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 106، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 109، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 110، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 110، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 122، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 123، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 132، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 143، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 146، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 191، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 215، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 221، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 223، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 234، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 235، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 262، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 358، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 359، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 375، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 389، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 416، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 422، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 441، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 454، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 475، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 495، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 500، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 509، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 527، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 550، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 551، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 563، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 565، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 585، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 596، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 644، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 645، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 649، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 660، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 666، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 672، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 710، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 711، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 715، پاورقي 1.

● موسوعه احاديث اهل البيت (عليهم‌السلام) (2 مورد):
اين کتاب، تأليف شيخ هادي نجفي (معاصر) است. چنين کتابي که مؤلف آن معاصر است، به هيچ وجه در نزد حديث‌شناسان، به عنوان منبع مطرح نيست و حتماً بايد روايتش از منبع متقدم بر آن، آدرس‌دهي شود. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 94، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 125، پاورقي 4.

● مستدرک سفينة البحار (1 مورد):
اين کتاب، تأليف شيخ علي نمازي شاهرودي (متوفاي 1405 هـ . ق) است. اين کتاب، از کتاب‌هاي واسطه بوده و در نزد حديث‌پژوهان، هيچ جايگاهي ندارد و به روايات آن، توجه نمي‌شود. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 633، پاورقي 5.

● مکاتيب الرسول (1 مورد):
اين کتاب، تأليف مرحوم آيت الله احمدي ميانجي (متوفاي 1379 هـ . ش) است. آدرس دادن به کتابي که از وفات مؤلفش دو دهه نمي‌گذرد، دور از شأن تحقيق است، بدين جهت لازم بود منبع اصلي، ذکر مي‌شد. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 420، پاورقي 1.

آمار دقيق روايات کتاب‌هاي حديثي عامه:

● جامع صغير (128 مورد):
اين کتاب، تأليف جلال الدين سيوطي (متوفاي 911 هـ . ق) است. سيوطي، از علماي مصر و شافعي مذهب بود. وي از سرسپردگان به جريان سقيفه است. سيوطي تمامي احاديث صحاح ششگانه و آنچه از کتب معتبر خودشان به دست آورد را در کتابي به نام «جمع الجوامع» تدوين نمود، سپس آن را مختصر کرده و نامش را «جامع صغير» نهاد. عدد احاديث جامع صغير، 1934 حديث است. او در آثار حديثي خود، از ميراث حديث شيعه استفاده نکرده، بلکه تماماً بر طريقه‌ي اهل سنت و جماعت مشي نموده است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 69، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 84، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 95، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 103، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 108، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 111، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 113، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 115، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 115، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 115، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 116، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 117، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 117، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 121، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 126، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 127، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 128، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 142، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 142، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 147، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 148، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 148، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 150، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 154، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 157، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 157، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 158، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 158، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 158، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 159، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 161، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 162، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 163، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 164، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 164، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 164، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 167، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 171، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 173، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 174، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 174، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 174، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 175، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 181، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 184، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 192، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 193، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 201، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 203، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 203، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 204، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 204، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 236، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 239، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 309، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 309، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 375، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 389، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 418، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 448، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 451، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 455، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 492، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 493، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 519، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 520، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 520، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 524، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 529، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 534، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 537، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 564، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 565، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 585، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 585، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 592، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 603، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 605، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 606، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 607، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 609، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 610، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 612، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 629، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 643، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 643، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 648، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 649، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 650، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 652، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 661، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 663، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 677، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 678، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 688، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 690، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 699، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 699، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 702، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 704، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 705، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 705، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 705، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 706، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 707، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 712، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 717، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 717، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 717، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 728، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 728، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 729، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 730، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 730، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 730، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 730، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 731، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 731، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 731، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 734، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 735، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 735، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 735، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 735، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 735، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 736، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 736، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 738، پاورقي 4.

● دعائم الاسلام (41 مورد):
اين کتاب، تأليف ابو حنيفه نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حَيون تميمى مغربى (متوفاي 363 هـ . ق) از فقهاى بزرگ اسماعيليه مى‏باشد. مؤلف اين كتاب، از بنيان‏گذاران فرقه‌ي اسماعيليه به شمار مى‏آيد و از نزديكان خلفاى فاطمي در مصر است. از اين جهت در صدد نگارش كتابى برآمد كه مبانى عقيدتى و فقهى اسماعيليه را بيان نمايد تا مورد استفاده و اطلاع عموم قرار گيرد. به همين جهت اين كتاب از معتبرترين منابع قوانين اسماعيليه به شمار مى‏آيد و حكّام فاطمى آن را معتبرترين كتاب قانونى خود معرفى نموده و عمل به آن را بر تمام سرزمين‏هاى تحت نفوذ خود، لازم شمرده بودند. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 60، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 80، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 85، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 86، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 90، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 119، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 142، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 158، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 161، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 167، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 169، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 170، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 238، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 366، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 374، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 416، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 421، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 421، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 421، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 475، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 526، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 538، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 547، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 547، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 568، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 569، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 575، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 605، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 612، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 636، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 655، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 661، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 662، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 680، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 683، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 706، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 727، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 728، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 734، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 734، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 742، پاورقي 3.

● کنز العمال (28 مورد):
اين کتاب، تأليف علاء الدين علي بن حسام معروف به متقي هندي (متوفاي ۹۷۵ يا ۹۷۷ هـ . ق) است که از گردآوري و تنظيم روايات سه کتابِ «الجامع الکبير»، «الجامع الصغير» و «زوائد الجامع الصغير» ـ که هر سه اثر جلال‌الدين سيوطي مي‌باشد ـ به وجود آمده است. تمام روايات اين کتاب‌ها، از منابع پيشين اصحاب سقيفه جمع‌آوري شده است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 78، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 87، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 97، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 114، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 115، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 369، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 387، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 403، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 411، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 413، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 448، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 455، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 459، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 468، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 468، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 499، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 514، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 565، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 583، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 590، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 659، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 665، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 666، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 671، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 677، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 709، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 711، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 716، پاورقي 4.

● شرح نهج البلاغه (15 مورد):
اين کتاب، تأليف ابن ابي‌الحديد معتزلي (متوفاي 656 هـ . ق) است. وي از فقهاي شافعي‌مذهب بوده است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 74، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 76، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 77، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 77، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 103، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 143، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 196، پاورقي 8؛ صفحه‌ي 391، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 394، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 419، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 458، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 459، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 480، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 482، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 572، پاورقي 4.

● مسند احمد (8 مورد):
اين کتاب، تأليف احمد بن حنبل (متوفاي 241 هـ . ق) است. وي پيشواي مذهب حنبلي (از مذاهب چهارگانه‌ي اصحاب سقيفه) مي‌باشد. جمعي از پيروان او در قرون اخير به «وهابيت» شناخته مي‌شوند. دشمني ابن حنبل با خاندان عصمت و طهارت (عليهم‌السلام)، زبانزد خاص و عام بوده است؛ لذا او را از سران ناصبيه برشمرده‌اند.
آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 390، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 567، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 569، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 609، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 613، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 613، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 659، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 660، پاورقي 5.

● سنن الکبري (5 مورد):
اين کتاب، تأليف احمد بن حسين بيهقي (متوفاي 458 هـ . ق) است. وي از عالمان شافعي‌مذهب است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 461، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 518، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 566، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 595، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 612، پاورقي 3.

● صحيح بخاري (3 مورد):
اين کتاب، تأليف محمد بن اسماعيل بخاري (متوفاي 256 هـ . ق) است. اين کتاب، مهم‌ترين کتاب حديثي اصحاب سقيفه است که آن را بعد از قرآن، صحيح‌ترين متن مي‌دانند. اين کتاب، مشحون از احاديث دروغي است که آن را به رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) نسبت داده است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 457، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 476، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 666، پاورقي 6.

● المعجم الکبير (3 مورد):
اين کتاب، تأليف حافظ طبراني (متوفاي 360 هـ . ق) است. وي از علماي عامه است که پس از سفرهاي بسيار، به اصفهان آمد و در آن شهر، درگذشت و مدفون شد. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 447، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 602، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 660، پاورقي 1.

● سنن ترمذي (2 مورد):
اين کتاب، تأليف محمد بن عيسي ترمذي (متوفاي 279 هـ . ق) است. وي از علماي عامه و از سرسپردگان به جريان سقيفه است. کتاب او را يکي از معتبرترين کتب حديث در نزد اصحاب سقيفه شمرده‌اند. اين کتاب، جزء صحاح سته محسوب مي‌شود ولي نام «صحيح ترمذي» بر آن ننهاده‌اند؛ زيرا معتقدند احاديث ضعيفي در آن وجود دارد. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:

صفحه‌ي 224، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 468، پاورقي 4.

● صحيح مسلم (2 مورد):
اين کتاب، تأليف مسلم نيشابوري (متوفاي 261 هـ . ق) است. اصحاب سقيفه، صحيح مسلم را يکي از منابع بسيار معتبر خود مي‌شمارند. دشمني مسلم با خاندان عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) از جاي جاي کتابش پيداست. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 390، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 684، پاورقي 1.

● المعجم الاوسط (2 مورد):
اين کتاب، تأليف حافظ طبراني (متوفاي 360 هـ . ق) است. وي از علماي عامه است که پس از سفرهاي بسيار، به اصفهان آمد و در آن شهر، درگذشت و مدفون شد. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 583، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 634، پاورقي 4.

● اخلاق النبي و آدابه (1 مورد):
اين کتاب، تأليف عبد الله بن محمد اصفهاني (متوفاي 369 هـ . ق) است. وي از علماي عامه است. او شاگرد افرادي همچون ابن‌ابي‌داوود سجستاني، ابوالقاسم بغوي، ابن‌ابي‌حاتم رازي، ابوبکر فريابي، ابويعلي موصلي، ابوبکر بزّاز، ابن‌منده و ابوالحسن ابن شنبوذ است که همگي، از سرسپردگان سقيفه بودند. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 191، پاورقي 2.

● الاستيعاب في معرفة الصحابة (1 مورد):
اين کتاب، تأليف ابوعمر ابن عبدالبرّ اندلسي (متوفاي 463 هـ . ق) است. ابن‌ عبدالبر در آغاز، ظاهري‌‌مذهب‌ بود، سپس‌ مالکي‌ شد و گاه‌ در پاره‌اي‌ از مسائل‌ به‌ فقه‌ شافعي‌ مي‌گراييد ولي هيچگاه به مذهب حقّه‌ي شيعه‌ي اثني‌عشري نزديک نشد. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 360، پاورقي 4.

● سبل الهدي و الرشاد في سيرة خير العباد (1 مورد):
اين کتاب، تأليف محمد بن يوسف صالحي شامي (متوفاي 942 هـ . ق) است. وي از علماي عامه بوده و کتابش حتي در نزد اصحاب سقيفه، جزء کتاب‌هاي معتبر حديثي‌شان به شمار نمي‌آيد. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 673، پاورقي 5.

● سنن نسائي (1 مورد):
اين کتاب، تأليف احمد بن علي نسائي (متوفاي 303 هـ . ق) است. وي از بزرگان عامه شمرده شده و کتابش، يکي از شش کتاب معتبر در نزد اصحاب سقيفه است. نسائي از عمر سعد (فرمانده لشکر يزيد در کربلا) روايت نقل کرده و او را ثقه شمرده است! (سير أعلام النبلاء، سمعاني، جلد 4، صفحه‌ي 350 و 351؛ تهذيب الكمال، جلد 21، صفحه‌ي 360، شماره‌ي 4240)
علي رغم شهرت کتابش به صحاح، برخي از علماي عامه، بر احاديث سنن او اشکال گرفته و آن را ضعيف شمرده‌اند؛ از آن جمله، ابن قيم جوزي در كتاب «زاد المعاد في هدي خير العباد»، به نقل احاديثى از كتاب نسائى پرداخته كه بزرگان اهل حديث در سند، دلالت و يا هر دو جهت، خدشه كرده‌اند. (الجرح و التعديل، جلد 6، صفحات 111 و 112، شماره‌ي 592؛ تهذيب التهذيب، جلد 7، صفحه‌ي 396، شماره‌ي 747 و تهذيب الكمال، صفحه‌ي 21)
شيخ ناصرالدين آلباني نيز در كتاب صحيح و ضعيف سنن نسائى، بيش از هشتاد حديث را ضعيف الاسناد دانسته و بيش از سيصد حديث را ضعيف شمرده است. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 665، پاورقي 2.

● مجمع الزوائد و منبع الفوائد (1 مورد):
اين کتاب، تأليف علي بن ابوبکر هيثمي شافعي (متوفاي 807 هـ . ق) است. وي از علماي عامه مي‌باشد. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 239، پاورقي 3.

آمار دقيق روايات کتاب‌هاي غير حديثي عامه:

● حياة الحيوان الکبري (4 مورد):
اين کتاب، تأليف کمال الدين دميري (متوفاي 808 هـ . ق) است. وي در اين اثر به ذکر نام حيواناتي که اسامي آنها به گوشش خورده و يا آنها را در کتب يوناني‌ها و يا عرب‌هاي قديم و نيز آثاري که درباره‌ي طب و حيوانات در زمان‌هاي نزديک به عصر خودش نگاشته شده، يافته است مي‌پردازد. روش مؤلف در ارائه‌ي اطلاعات به اين گونه است که بعد از آنکه نام حيوان را به صورت کامل و دقيق ضبط مي‌کند و اصل لغوي آن را معرفي مي‌نمايد، به وصف حيوان پرداخته و سپس اخبار و رواياتي را که بر طبيعت و سرشت آن حيوان دلالت دارد يادآور مي‌شود. در بخش روايات، دسته‌اي از احاديث نبوي به نقل از کتب اصحاب سقيفه و آيات قرآني که در ارتباط با موضوع مورد نظر هستند را گرد مي‌آورد و پس از آن، اشعار و امثال و حکم متناسب با موضوع را نيز ذکر مي‌کند. در ادامه، نظرات فقهاي عامه در باره‌ي حيوان مورد نظر از جهت حلال يا حرام بودن و حرمت خوردن آن را يادآور شده و در پايان، به بيان فوايد و مضرات طبي آن مي‌پردازد. اين کتاب به عنوان کتابي مختصر در باره‌ي تاريخ خلفاي جور و بني‌اميه در دمشق و بني‌عباس و فاطميان و بني‌ايوب و … به حساب مي‌آيد؛ زيرا دميري در جلد اول کتاب «حياة الحيوان الکبري» تحت عنوان «فائدة اجنبة» به ذکر تاريخ خلفاء و سلاطين مذکور مي‌پردازد.
ويژگي ديگر اين کتاب، جنبه‌ي طبي و پزشکي آن است؛ چرا که در آن به بيان منافع و مضارّ گوشت برخي حيوانات پرداخته شده است. در هر صورت، اين کتاب، کتاب حديثي نيست. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 654، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 656، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 664، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 673، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 676، پاورقي 1.

● تاريخ مدينة دمشق (3 مورد):
اين کتاب، تأليف ابن عساکر دمشقي است. وي از علماي عامه مي‌باشد. تاريخ دمشق از جامع‌ترين کتاب‌ها در جغرافياي تاريخي و زندگي‌نامه‌ي دانشمندان، بويژه محدثان و حافظان حديث شهر دمشق است. شيوه‌ي نگارش و تدوين تاريخ دمشق به ترتيب تاريخ بغداد است که ابن عساکر مطالب آن را نزد مشايخ بغداد و دمشق، خوانده و شنيده بود. اين کتاب داراي پيشگفتاري مفصل در باره‌ي پيشينه‌ي تاريخي دمشق است، شامل مواردي همچون پيدايش، بناء و وجه تسميه‌ي آن، اخبار وارده در فضائل دمشق و شام در احاديث نبوي و فتح آن به دست سپاه اسلام، نقشه‌ي شهر دمشق، مساجد، کليساها، ديرها، دروازه‌ها و تاريخ بناي هر کدام، زندگي‌نامه‌ي پيامبران، خلفا، واليان، فقيهان، محدثان و …
وي زندگي نامه رجال را با نام احمد و از پيامبر اسلام (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلّم) آغاز کرده و زنان محدثه و شاعره‌ي دمشق و زنان ناموري که از ديار شام ديدار کرده‌اند را به دنبال آن آورده است. در اين کتاب، نام افراد زيادي از رجال فرهنگ اسلامي و نيز ميراث عربي قبل از اسلام گرد آمده است. علاوه بر اينها، اين کتاب به عنوان مجموعه‌اي بزرگ از شعر و ادبيات نيز مي‌شود. در هر حال، گر چه در اين کتاب، هزاران حديث نبوي از منابع اصحاب سقيفه نقل شده، ولي به کتاب حديثي مشهور نيست. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 583، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 587، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 609، پاورقي 1.

● تاريخ بغداد يا تاريخ مدينة‌ السّلام (2 مورد):
اين کتاب، تأليف خطيب بغدادي (متوفاي 463 هـ . ق) است.
تاريخ بغداد با مقدمه‌اي مفصّل آغاز مي‌شود که مشتمل است بر وصف‌هاي تاريخي و جغرافيايي، و نيز بيان آثار تمدني بغداد از جمله آغاز بنا، وجه تسميه، حدود و مساحت، رودخانه‌ها، پل‌ها، مسجدها، مقبره‌ها و بناها. مؤلف از نواحي نزديک بغداد، بخصوص مدائن، نيز سخن گفته است.
خطيب بغدادي، پس از مقدمه، به متن اصلي کتاب که شرح حال بزرگان بغداد است، مي‌پردازد. در متن منتشرشده تاريخ بغداد، شرح حال 7831 نفر از بزرگان بغداد يا منسوب به بغداد آمده است. با آن‌که مؤلف تاريخ بغداد کوشيده است افراد را از حوزه‌هاي مختلف انتخاب کند، بيش‌تر به شرح حال عالمان ديني پرداخته است، به ويژه عالمان حديث يا کساني که با حديث سر و کار داشته‌اند، به طوري که نزديک به پنج هزار زندگي‌نامه، يعني حدود دوسوم زندگي‌نامه ها، راجع به محدّثان است. با وجود اين، وي راجع به محدّثان شيعه تنها به آوردن افراد مشهور بسنده کرده و درباره محدّثان مذاهب اهل سنت، بجز شافعي که مذهب او بوده، شرح کمتري داده است؛ ازين‌ رو به او انتقاد شده که نسبت به مذهب خويش سخت متعصب بوده و انصاف را رعايت نکرده است.
وي شرح حال مشاهير ديگري را نيز آورده است، از جمله: فقيهان، اصوليان، قاضيان، قاريان، مفسران، متکلّمان، واعظان، زاهدان، صوفيان، اديبان، شاعران، داستان سرايان، آموزگاران، نويسندگان، خطّاطان، منطق دانان، رياضيدانان، موسيقي دانان، آوازخوانان، منجّمان، مورخان، نسب شناسان، خلفا، اُمرا، وزرا، اشراف، پزشکان، جرّاحان، گياه شناسان، تيراندازان، و سوارکاران.
خطيب بغدادي در تنظيم زندگي‌نامه‌ها، پس از ذکر نام و کنيه و لقب، متناسب با هر فرد به اين مطالب پرداخته است: تاريخ تولد، فهرستي از نام استادان و شاگردان، سفر‌هايي که براي گردآوري حديث انجام داده، احاديث مهمي ‌که روايت کرده، ارزش اِسناد روايي، مذهب، مکان زندگي، شيوه‌ي تدريس، ابيات برگزيده، ويژگي‌هاي اخلاقي و رفتاري، نحوه‌ي ارتباط با مقامات حکومتي، ديدگاه‌هاي ديگران راجع به او، برخي تأليفات، تاريخ درگذشت، محل دفن و مانند اين‌ها.
خطيب بغدادي معمولاً در شرح حال محدّثان، از آنان يک يا چند حديث نقل کرده، ولي هيچگاه به اين لحاظ، کتابش به عنوان يک کتاب حديثي شهرت نيافته است. وي در نقل اين روايات از کتاب‌هاي حديثي اصحاب سقيفه استفاده کرده است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 114، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 590، پاورقي 3.

● اُسد الغابة في معرفة الصحابة (2 مورد):
اين کتاب، تأليف علي بن محمد ابن اثير جزري (متوفاي 630 هـ . ق) است. اين کتاب، در علم رجال و شامل زندگي‌نامه‌ي هفت هزار و پانصد يا هفت هزار و هفتصد و سه نفر از ياران پيامبر است که از جمع‌آوري و تصحيح کتاب‌هاي «ابن منده اصفهاني» و «ابونعيم اصفهاني» و «ابن عبدالبر نمري قرطبي» و «ابوموسي اصفهاني» و افزودن مطالبي بر آنها حاصل شده است. علاوه بر اين که مؤلف اين کتاب، از اصحاب سقيفه است، کتابش نيز کتاب حديثي نيست. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 519، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 657، پاورقي 5.

● الدرّ المنثور (1 مورد):
اين کتاب، تأليف جلال الدين سيوطي (متوفاي 911 هـ . ق) است. سيوطي، از علماي مصر و شافعي مذهب بود. وي از سرسپردگان به جريان سقيفه است. اين کتاب، تفسيري است نه حديثي و نقل حديث از تفسير، آن هم تفسير مخالفين براي نشان دادن راه درست زندگي به شيعيان، غيرقابل قبول است. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 204، پاورقي 6.

آمار دقيق روايات کتاب‌هاي کم‌اعتبار شيعه:

● عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية (31 مورد):
اين کتاب، تأليف ابن ابي‌جمهور احسائي (متوفاي پس از 901 هـ . ق) است. انتقادات متعددي بر اين کتاب وارد است؛ از آن جمله اين که تمام رواياتش مرسل است و برخي روايات را از مصادر اصحاب سقيفه نقل کرده است. مؤلف آن نيز متهم به سهل‌انگاري است که احاديث ضعيف را در كنار روايات قوي و متون صحيح را همراه با گزارش‌هاى ناصحيح، با هم آورده است. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 34، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 79، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 79، پاورقي 5؛ صفحه‌ي 125، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 126، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 141، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 142، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 186، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 195، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 203، پاورقي 7؛ صفحه‌ي 204، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 262، پاورقي 318؛ صفحه‌ي 350، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 354، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 442، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 468، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 480، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 501، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 507، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 507، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 507، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 511، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 552، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 581، پاورقي 2؛ صفحه‌ي 582، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 604، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 610، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 633، پاورقي 4؛ صفحه‌ي 664، پاورقي 3؛ صفحه‌ي 705، پاورقي 6؛ صفحه‌ي 706، پاورقي 3.

● مصباح الشريعة (3 مورد):
اين کتاب، منسوب به امام صادق (عليه‌السلام) است. علامه مجلسي، محدث عاملي و جمعي ديگر از اصحاب حديث، اين انتساب را نپذيرفته‌اند. آنان اعتقاد دارند اين کتاب، از چند جهت داراي مشکل است:
۱. نويسنده‌ي آن معلوم نيست.
۲. اسناد آن به امام صادق (عليه‌السلام) روشن و ثابت نشده است؛ يعني روايات آن به صورت مرسل ذکر شده‌اند.
۳. روايات آن منتهي مي‌‌شوند به صوفيه، از اين جهت اين کتاب مشتمل است بر اصطلاحات آنان و روايت از مشايخ صوفيه و کساني که صوفيه در روايات خودشان بر او اعتماد نمودند. [بحار الأنوار، علامه مجلسي، جلد 1، صفحه‌ي 32]
۴. در اين کتاب رواياتي ذکر شده است که مضمون آن با اخبار متواتر ما در تعارض است.
بنابراين، از اعتماد به روايات اين کتاب و نقل از آن خودداري مي‌‌کنيم؛ زيرا مبناي ما احتياط در روايت و فتوا و عمل است، پس فقط بر روايات متواتره و محفوف به قرائن بسنده مي‌‌کنيم. [هداية الأمة إلى أحکام الأئمة (عليهم‌السلام)، جلد 8، صفحه‌ي 550] آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 74، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 198، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 198، پاورقي 2.

● تفسير منسوب به امام حسن عسکري (عليه‌السلام) (3 مورد):
اين تفسير چنان که از اسمش پيداست، «منسوب» به امام حسن عسکري (عليه‌السلام) است. برخي حديث‌شناسان در انتساب اين تفسير به آن امام همام، توقف دارند و در راويان آن، اشکال مي‌کنند. آدرس رواياتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 398، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 405، پاورقي 1؛ صفحه‌ي 493، پاورقي 4.

● حديقة الشيعة (1 مورد):
اين کتاب، تحريفي از کتاب کاشف الحق، نوشته‌ي معزالدين اردستاني (متوفاي 1058 هـ . ق) است که به اشتباه به مقدس اردبيلي (متوفاي 993 هـ . ق) نسبت داده شده است. اين کتاب، از نظر ارباب حديث، از کتاب‌هاي ضعيف محسوب شده و به احاديث منفرد آن، توجهي نمي‌شود. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 319، پاورقي 1.

آمار دقيق روايات کتاب‌هاي غير حديثي شيعه:

● جامع السعادات (1 مورد):
اين کتاب، تأليف ملا مهدي نراقي (متوفاي 1209 هـ . ق) است. اين کتاب، علاوه بر واسطه بودن و متأخر بودن، کتاب حديثي نيست؛ بلکه کتابي اخلاقي است و نقل حديث از کتاب غيرحديثي، در نزد اهل حديث، کاري ناشايست به شمار مي‌رود. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 228، پاورقي 4.

● مجمع البحرين، (1 مورد):
اين کتاب، تأليف فخرالدين طُريحي (متوفاي 1087 هـ . ق) است. اين کتاب، کتاب حديثي نبوده بلکه کتاب لغت است و نقل حديث از کتاب لغت، در شأن ارباب تحقيق نيست. آدرس روايتي که از اين کتاب در مفاتيح الحياة استفاده شده، عبارت است از:
صفحه‌ي 733، پاورقي 5.

منبع: نقدهايی بر مبنای منهاج فردوسيان