نحوه‌ی برخورد با کسی که به ما ظلم کرد

سلام
وقتی کسی به انسان ظلمی و یا جفایی می کند انسان بعضاً با او درگیر نمی شود و جوابش را نمی‌دهد اما می‌‌گوید واگذارت کردم به خدا همین و سریع از بحث و درگیری خارج می شود و می گوید خدا و قیامتی هم هست به جایش آنجا حساب می کنم. این یک نوع برخورد با کسی که حقت را خورده یا به تو ظلم کرده.
اما نوع برخوردی دیگر را مشاهده کردم جریان فردی که به مالک اشتر آب دهان انداخت، حال اگر ما برای کسی که در حقمان ظلم کرده برویم دعا و استغفار کنیم اینجا تکلیف چه می شود مثلا ما دلمان خوش است اگر فلانی به ما ظلم کرده ما هم برخورد نمی کنیم به جایش قیامت چیزی پاداش به ما می دهند حال اگر برایش دعا و استغفار کنیم دیگه مدعی نخواهیم بود که قیامت چیزی به ما بدهند اینجا تکلیف اون ظلمی که به ما روا شده چه می شود چه جور جبران می شود چه کسی جبران می کند
حال قسم اول بهتر است که واگذار کنیم به خدا و روز قیامت باهاش حساب کنیم یا قسم دوم که عفو کنیم یا دعایش کنیم کدام برای ما سودبخش‌تر است؟ سود اخروی کدام قسم بیشتر است؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
برای رسیدن به جواب، به چند نکته توجه فرمایید:

نکته‌ی اول: حکایت رفتار جناب مالک اشتر (ره)، تاریخ است و حدیث معتبر نیست و اثبات درستی‌اش نیازمند تحقیق تاریخی است. البته برای ادامه‌ی بحث، ما این داستان را راست می‌شماریم و بنا بر این می‌گذاریم که راست است و اتفاق افتاده است.

نکته‌ی دوم: برخورد اول، یعنی سکوت و واگذار کردن به خدای تعالی، برخورد اسلامی و توصیه‌شده است و هر کسی با اندکی تلاش و مبارزه با نفس و کنترل غضب، می‌تواند به آن دست یابد.

نکته‌ی سوم: به خاطر ندارم برای برخورد دوم، یعنی نمازخواندن و طلب آمرزش کردن برای کسی که به شما توهین یا ظلم کرده، توصیه‌ی شرعی‌‌ای شده باشد. اگر توصیه‌ای در آیات یا روایات معتبر وارد شده باشد که به صورت روشن و صریح،‌ ما را امر کند به چنین رفتاری، می‌توان چنین رفتاری را مستحب شمرد.

نکته‌ی چهارم: شاید آنچه از جناب مالک اشتر گزارش شده، حالی بوده که خود را در آن حال، کوچک‌تر از مدعی شدن می‌دیده است. «حال» می‌آید و می‌رود و نباید انتظار داشت کسی که در یک برهه از زمان و در یک حال خاص، اقدام به عملی کرده، همیشه و در همه‌ی زمان‌ها، همان واکنش را نشان دهد. پس اگر رفتاری غیر از این رفتار از جناب مالک شنیدید، تعجب نکنید و تضادی در میان این رفتارها نبینید.

نکته‌ی پنجم: آنچه از جناب مالک اشتر (ره) گزارش شده، فعل غیر معصوم است و با توجه به این که در نزد اصولیین، فعل معصوم (علیه‌السلام) دلالت بر استحباب نمی‌کند، فعل غیر معصوم، جای خود دارد و به هیچ وجه نمی‌تواند مبنای عمل قرار گیرد.

نکته‌ی ششم: زمانی می‌توانیم به مقایسه بنشینیم که دو طرف، ثابت و معتبر باشد؛ ولی در سؤال شما، یک طرف با آیات و روایات معتبر، ثابت است ولی طرف دیگر، نیازمند اثبات است. لذا نمی‌توان بینشان مقایسه کرد که کدام روش، سودبخش‌تر بوده و سود اخروی بیشتری دارد.

نتیجه‌ی کلام: اگر آیه یا روایتی باشد که عمل جناب مالک را توصیه کرده باشد، می‌توان این نحوه عمل کردن را مستحب شمرد و الا، مستحب شرعی نیست و نمی‌توان به استناد فعل غیرمعصوم، مستحب شرعی ثابت نمود. و تا زمانی که نتوان آن را مستحب دانست، نمی‌توان بین دو نحوه رفتار، مقایسه نمود و بهتر و بافضیلت‌ترش را مشخص کرد.

موفق باشید
حاج فردوسی