القاب و عناوين

سلام
ديروز به رساله‌ي توضيح المسائل يکي از مراجع تقليد زنده مراجعه کردم. روي صفحه‌ي اولش نوشته بودند: «توضيح المسائل مطابق با فتاواي بزرگ مرجع عاليقدر جهان تشيع، فقيه و مدافع اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام، حضرت آيت الله العظمي … مد ظلّه العالي» (تصويرش را به ضميمه برايتان ارسال مي‌کنم)
از سوي ديگر شما راضي نيستيد بيش از «حاج فردوسي» به شما بگويند و حتي اجازه نمي‌دهيد از القاب مرسوم و معمولي مانند «آقا» و «جناب» استفاده کنيم. به نظرم همانطور که آن کار، جالب نيست، اين سختگيري شما هم به نحوي افراط است و جالب نيست.
از تذکر اين مطلب، پوزش مي‌طلبم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام عليکم
از قديم گفته‌اند: «مشک آن است که خود ببويد، نه آن که عطار بگويد». هر نظريه‌اي که ارائه مي‌شود، بايد خودش آنقدر منطقي و قدرتمند باشد که راهش را باز کند؛ نه اين که با تعريف و تمجيد و القاب براي ارائه‌دهنده‌ي نظريه، سعي در جا انداختن آن شود.
اگر «دکترين منهاج فردوسيان» بتواند خود را براي جامعه‌ي مشتاقان کمال و سعادت اثبات کند، مورد استقبال قرار خواهد گرفت و همان دو کلمه‌ي «حاج» + «فردوسي» براي مشخص کردن نويسنده‌اش کفايت خواهد کرد؛ اما اگر نتواند راهي روشن و مطمئن، پيش پاي مشتاقان تکامل باز کند، به کار بردن القاب و عناوين براي مؤلفش، ثمري نخواهد داشت.
يکي از رازهاي رهيدن از هيمنه و هيبت اشخاص، ناديده انگاشتن القاب و تعريف‌هاي اطرافيان و دوست‌دارانشان از آنان است. اگر بخواهيد به «حقيقت» برسيد، بايد «نظريه» و «دکترين» ارائه‌شده توسط افراد را بررسي کنيد؛ نه تعداد القاب و عناويني که برايش به کار مي‌برند. براي مثال مي‌توانيد با جستجوي جمله‌ي «بزرگ‌ترين فيلسوف ايران» يا «بزرگترين نوابغ فلسفه» در موتور جستجوگر گوگل، با يکي از طبل‌هاي توخالي زمان ما آشنا شويد. اين نحوه بزرگ شدن، همانند بزرگ شدنِ بادکنک است که فرو ريختنش با يک سوزن است.
شايد يک معني براي حديث شريف که فرموده‌اند: «لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ» ترجمه: به گوينده نگاه مکن، به گفته‌ها نگاه کن (غرر الحكم و درر الكلم، آمدي، صفحه‌ي 744) همين باشد که مبناي ارزش‌گذاري خود را «قوّت منطق» قرار دهيد نه تعريف‌هايي که از گوينده مي‌شود.

موفق باشيد
حاج فردوسي