کيفيت مهم است يا کميّت؟

با سلام /
در نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان، کيفيت عبادت مهم است يا کميت آن؟ يعني سير تکاملي منهاجي بر کيفيت عبادت بنا نهاده مي‌شود يا بر کميت عبادت؟ /
متشکرم /

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليکم
نخست بايد دو کلمه‌ي «کمّيت» و «کيفيت» را به روشني معني کنيم. کميت بنا بر آنچه در لغتنامه‌ها معني شده، به معني «اندازه» و «مقدار» است؛ و کيفيت، به معني «صفت»، «حالت»، «چگونگي کسي يا چيزي» است ولي به مجاز، در «ميزان مرغوب بودن» استفاده مي‌شود. پس ادامه‌ي سخن را با «کميت» به معني تعداد و «کيفيت» به معني ارزشمند بودن ادامه مي‌دهيم.
اموري که در کيفيت‌دادن به عبادت، نقش مثبت دارند، عبارتند از:

1 ـ اصلاح اعتقادات: اگر کسي مشغول به عبادت شود در حالي که اعتقادات درستي نداشته باشد، آن عبادت، عبادت باارزشي نخواهد بود و موجب نجات او نخواهد گرديد. نمونه‌ي بارز عبادت بي‌کيفيت در نزد شيعيان، عبادت‌هاي عامه است که بدون داشتن ولايت دوازده جانشين برحق رسول اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم)، بر کميت عبادتشان مي‌افزايند و اين افزودن بر کميت عبادت، نتيجه‌اي جز خستگي برايشان ندارد. در روايت شريف از استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) آمده است:
«وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ أَنَّ رَجُلًا لَقِيَ اللَّهَ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ لَمْ يَأْتِ‏ بِوَلَايَةِ أُولِي الْأَمْرِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ‏ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا» (امالي، شيخ مفيد، صفحه‌ي 115)
ترجمه: قسم به آن کسي که مرا بحق به پيامبري مبعوث کرد، اگر مردي خداوند را با اعمال هفتاد پيامبر ملاقات کند ولي ولايت اولي الامر از ما اهل بيت نداشته باشد، خداي تعالي هيچ چيزي از او نخواهد پذيرفت.
همچنين امام باقر (عليه‌السلام) مي‌فرمايند: «كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ» (کافي، محدث کليني، جلد 1، صفحه‌ي 183، باب معرفة الإمام و الرد إليه)
ترجمه: هر کس بخواهد به خداي عز و جل با عبادتي که خود را در آن به زحمت انداخته نزديک سازد در حالي که امامي از سوي خدا نداشته باشد، تلاشش مورد قبول نيست و او گمراهي سرگردان است و خداي تعالي کارهايش را دشمن مي‌دارد.

2 ـ کسب ملکه‌ي تقوا: يکي از اموري که تصريح قرآن کريم، مايه‌ي قبول عبادت است، تقواست. قرآن کريم مي‌فرمايد: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» (سوره‌ي مائده، آيه‌ي 27) ترجمه: خدا فقط از پرهيزکاران مى‏پذيرد.
شايد اينطور گمان شود کساني که گناهاني (بويژه گناهان کبيره)‌ مرتکب مي‌شوند و از سوي ديگر، عباداتي انجام مي‌دهند، آن عبادت‌ها، از کيفيت لازم برخوردار نبوده و نجات‌دهنده نخواهد بود؛ اما در اين آيه، سخن درباره‌ي «الذين يتقون» يعني کساني که از گناهان پرهيز مي‌کنند، نيست؛ بلکه سخن از «متقين» يعني پرهيزکاران است. فرق پرهيزکار با کسي که پرهيزکاري مي‌کند، در اين است که پرهيزکار، حالتي در درون خود دارد که او را از انجام گناهان ـ هر چند زمينه‌اش به آساني فراهم شده باشد ـ باز مي‌دارد. به عنوان مثال، کسي که در زندان است و دسترسي به آب و غذا ندارد، روزه‌دار نيست بلکه روزه‌دار کسي است که با اختيار خود، در خانه‌اي که تنهاست و هيچکس مزاحمش نيست و آب گوارا و انواع خوراکي‌هاي لذيذ موجود است، براي کسب رضاي حق تعالي، خوردن و نوشيدن در فاصله‌ي اذان صبح تا اذان مغرب را ترک مي‌کند. پس يکي ديگر از اموري که موجب کيفيت يافتن عبادات مي‌شود، داشتنِ ملکه‌ي تقواست. يعني قوّه‌اي که از درون، انسان را از انجام حرام‌ها (بويژه گناهان کبيره) باز بدارد.
افزودن بر کميت عبادات، در صورت آماده بودن دل براي ارتکاب گناه در صورت فراهم شدن زمينه‌ي آن، مطلوب نيست. به عبارت ساده، اين که دل انسان خواهان گناه باشد و هر گاه زمينه‌اش فراهم شد، با سر به گناه وارد شود، مانع از ارزشمند شدن عبادات مي‌گردد. بايد نخست بر ترک گناهان تا آنجا که ريشه‌اش از دل برکنده شود، تلاش کرد و پس از پيروزي در اين ميدان، به افزودن بر کميت عبادات پرداخت.

3 ـ اخلاص: از جمله اموري که موجب کيفيت‌يافتن عبادات مي‌شود، اخلاص است. اخلاص به معني خالص کردن نيت براي پاداش‌هاي اخروي است و در مقابل آن، ريا و سمعه قرار دارد که به معني آلوده کردن نيت به اغراض دنيوي مي‌باشد. پس کسي که بر کميت عباداتش بيافزايد، ولي هدفش رهيدن از جهنم يا رسيدن به درجات عاليه‌ي بهشت نباشد و فقط، چيزهاي دنيوي مانند احترام، عزت يا رياست بر مردم را در نظر بگيرد، کميت عبادتش، نجات‌بخش او نخواهد بود.
به عبارت ديگر، هر مقدار که انسان بتواند نيتش را بيشتر براي رسيدن به خوبي‌ها و راحتي‌هاي بعد از مرگ متمرکز نمايد، عباداتش ارزش بيشتري خواهد يافت.

4 ـ حضور قلب: يکي ديگر از اموري که موجب کيفيت‌يافتن نماز و دعا مي‌شود. در روايات متعدد، ارزش حضور قلب، بيان شده است که از آن جمله است:
● سند 1: عَنْ عَلِي (عليه‌السلام): «إِنَّمَا لِلْعَبْدِ مِنْ صَلَاتِهِ مَا أَقْبَلَ عَلَيهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ» (خصال، شيخ صدوق، جلد 2، صفحه‌ي 613، علم أمير المؤمنين عليه السلام أصحابه في مجلس واحد أربعمائة باب مما يصلح للمسلم في دينه و دنياه)
ترجمه: همانا براي بنده از نمازش، آن مقدار است که با قلبش به آن روي کرده باشد.
● سند 2: قَالَ عَلِي بْنِ الْحُسَينِ (عليه‌السلام): «إِنَّ الْعَبْدَ لَا يقْبَلُ مِنْهُ صَلَاةٌ إِلَّا مَا أَقْبَلَ مِنْهَا» (تهذيب الأحكام، شيخ طوسي، جلد 2، صفحه‌ي 342، باب 16: باب أحكام السهو)
ترجمه: همانا نمازي از بنده‌اي قبول نمي‌شود مگر آن مقدار که با اقبال قلب خوانده باشد.
● سند 3: عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: «عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ فَإِنَّمَا يُحْسَبُ لَكَ مِنْهَا مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِكَ» (علل الشرائع، جلد 2، صفحه‌ي 358، باب 74: علة الإقبال على الصلاة)
ترجمه: بر تو بايد به اقبال در نمازت. همانا براي تو از آن، مقداري که با حضور قلب خوانده‌اي حساب مي‌شود.
● سند 4: عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه‌السلام): «إِنَّمَا لَک مِنْ صَلَاتِکَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَيهِ مِنْهَا» (کافي، محدث کليني، جلد 3، صفحه‌ي 363، باب ما يقبل من صلاة الساهي)
ترجمه: همانا براي تو از نمازت آن مقدار است که با حضور قلب خوانده باشي.
افزودن بر کميت نماز و دعا در صورتي که بدون حضور قلب باشد، بهره‌ي مثبتي در رساندن انسان به درجات عاليه ندارد. لذا لازم است نماز، با حضور قلب و توجه به معاني آن خوانده شود. کساني که گمان مي‌کنند زياد نماز خواندن، هر چند بدون توجه بوده و خيالشان در غير نماز باشد، اثر مثبتي در تکامل آنان دارد، بايد متوجه گردند که بهره‌ي کامل از اين نمازها، در صورتي است که همراه با حضور قلب باشد.
تمام اموري که به عنوان «کيفيت‌دهنده» به عبادات نام برديم، امور جوانحي است و قابل ديدن و شمردن نمي‌باشد و فقط خود فرد است که مي‌تواند در باره‌ي ميزان آن، قضاوت درستي داشته باشد.
پس از فراغت از تعريف کيفيت و مصاديق آن، به بحث کميت مي‌پردازيم. بخش ديگر تکامل، امور جوارحي است. امور جوارحي، کارهايي است که با کمک اعضاء و جوارح انجام مي‌شود و قابل ديدن و شمردن مي‌باشد.
در حقيقت، «توجه به کميت» و «توجه به کيفيت»، دو بال براي پرواز در ميدان تکامل است. نه مي‌توان به بهانه‌ي کيفيت از کميت کاست؛ بلکه بايد روز به روز و بر طبق برنامه، بر کميت افزود؛ و نه مي‌توان به بهانه‌ي افزودن بر کميت، از بهبود کيفيت غافل گرديد.
بهبود کميت، به معني افزودن مراعات قوانين يک طبقه بر قوانين قبلي است. يعني اگر در طبقه‌اي،‌ فلان مقدار از قوانين را مراعات مي‌کرده، ارتقاي کميت،‌ مراعات قوانين طبقه‌ي بعدي است. مثلاً کسي که مقيد به انجام نمازهاي واجب بوده، بايد در جايي از مسير، خود را مقيد به خواندن نوافل يوميه نيز بنمايد.
يا اگر روزي چند آيه از قرآن تلاوت مي‌کرده، در مرحله‌ي بعد، هر مقدار که مي‌تواند قرآن بخواند تا به دستور صريح قرآن کريم عمل کرده باشد که مي‌‌فرمايد: «فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» (سوره‌ي مزمل، آيه‌ي 20) ترجمه: هر چه مي‌توانيد قرآن بخوانيد.
يا مثلاً کسي که مقيد بوده تمام ماه رمضان را روزه بگيرد، براي بهبود کميت، به جايي خواهد رسيد که سه روز روزه در ماه را نيز مراعات نمايد.
همچنين ذکرهاي رکوع و سجده را بيشتر بگويد يا دعاي قنوت را بيشتر کند و مانند اينها.

جمع‌بندي: غير از چهار مطلبي که به عنوان کيفيت برشمرديم (اصلاح اعتقادات، کسب ملکه‌ي تقوا، اخلاص و حضور قلب) بقيه‌ي پيشرفت‌ها بر پايه‌ي کميت است. يعني منهاجي بايد بر تعداد عباداتش بيافزايد تا جايي که به حدّ مطلوب شارع مقدس برسد.
البته افزودن بر کميت عبادات،‌ مسير و برنامه‌ي خاصي دارد که براي اصحاب منهاج فردوسيان روشن است و ديگران نيز مي‌توانند با قدم نهادن در اين مسير روشن، گام‌هاي بلندي در مسير تکامل و خودسازي بردارند. ان شاء الله

موفق باشيد
حاج فردوسي