صافی‌های مناظرات منهاجی

تمام مطالبی که از سوی طرفِ مقابل در مناظرات منهاجی مطرح می‌شود، ارزش يکسان ندارد. پس لازم است مبلّغ منهاج فردوسيان که قصد مناظره دارد، به اين نکته توجه ويژه کند که هر سخن طرف مقابل را پاسخ ندهد؛ بلکه لازم است تمام سخنان را از صافی‌هايی عبور دهد تا درشتی‌هايش گرفته شود. اين درشتی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها و سخنان بی‌ارزش، عبارتند از:

صافی اول: توهين؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با کلمات يا حرکات توهين‌آميز مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. کلمات توهين‌آميز، چيزهايی مانند نسبت دادن اسم حيوان به انسان و مانند اينهاست. اگر مبلّغ منهاج فردوسيان، نتواند بر اعصاب و روان خود مسلط بوده و جواب توهين را با توهين يا موارد منفی ديگر بدهد، نه تنها رسالت تبليغ منهاج فردوسيان را نتوانسته به خوبی انجام دهد که بر عکس، ناخواسته موجب دفع و انزجار قلوب نسبت به منهاج فردوسيان گرديده است.
کسی که توهين می‌کند، بنده‌ی شيطان و هوای نفس خود شده و در اين قسمت، از حق و هدايت به دور افتاده است. اگر مبلّغ منهاج فردوسيان نيز بخواهد توهين را با توهين جواب دهد، پيروی از نفس و شيطان کرده و دچار همان گمراهی می‌شود. پس بی‌توجهی به توهين‌ها، بهترين راهی است که قرآن کريم نيز آن را توصيه نموده است. (سوره‌ی فرقان، آيه‌ی 72 و سوره‌ی مؤمنون، آيه‌ی 3)

صافی دوم: تمسخر؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با کلمات يا حرکات تمسخرآميز مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. اگر مبلّغ منهاج فردوسيان، نتواند بر اعصاب و روان خود مسلط بوده و جواب تمسخر را با تمسخر يا موارد منفی ديگر بدهد، نه تنها رسالت تبليغ منهاج فردوسيان را نتوانسته به خوبی انجام دهد که بر عکس، ناخواسته موجب دفع و انزجار قلوب نسبت به منهاج فردوسيان گرديده است. مسخره کردن بر طبق قرآن کريم (سوره‌ی بقره، آيه‌ی 67) از کارهای نادانان است. اگر طرف مناظره‌ی شما نادانی کرد و تمسخر نمود، مجوّز اين نيست که شما هم قدم در قرقگاه نهاده و فرزانگی و فرهيختگی خود را قربانی کنيد و تمسخر را با تمسخر پاسخ گوييد.
پس بهترين کار برای مبلّغ منهاج فردوسيان در چنين موقعي، روی برگرداندن و خود را بی‌توجه نشان دادن است و بايد بحث را در مسير صحيح و سالم، ادامه دهد.

صافی سوم: تحقير؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با کلمات يا حرکات تحقيرآميز مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. اگر مبلّغ منهاج فردوسيان، نتواند بر اعصاب و روان خود مسلط بوده و جواب تحقير را با تحقير يا موارد منفی ديگر بدهد، نه تنها رسالت تبليغ منهاج فردوسيان را نتوانسته به خوبی انجام دهد که بر عکس، ناخواسته موجب دفع و انزجار قلوب نسبت به منهاج فردوسيان گرديده است. گاهی اين تحقير، برگشت به شخص مبلّغ می‌کند، گاهی به مؤلف منهاج فردوسيان و گاهی به اصل منهاج فردوسيان. در هر سه حالت، نبايد اعتنايی به اين کلمات و جملات نمود و بايد بحث را مؤدبانه دنبال کرد.

صافی چهارم: تهمت؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با تهمت‌هايی از سوی طرف مقابلش مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. تهمت‌زدن، نشان از ضعف تقوای طرف دارد و شايسته نيست زمان مناظره را با توجه کردن به تهمت‌ها و پاسخ دادن به آنها، هدر دهد. تهمت‌ها، موارد دروغی هستند که به شخص مبلّغ يا مؤلف منهاج فردوسيان نسبت داده می‌شود و غرض اصلی از آن، به هم ريختن تمرکز مبلّغ منهاجی و غلبه کردن در بحث است. البته اين روش برای غلبه کردن، چندان طولی نمی‌کشد و با تقاضای سند و مدرک برای تهمت، به رسوايی منجر می‌گردد. به عبارت ساده، هر گاه با تهمت مواجه شديد، فقط بر همين سؤال بسنده کنيد که «آيا برای ادعای خود، سند و مدرکی داريد؟»
تهمت‌زن، از ايمان قوی و تقوای بالايی برخوردار نيست و الا نبايد دانسته و عمدي، ايراد اتهامات دروغين می‌کرد. اين گونه اشخاص، معمولاً وقتی از آنان طلب سند و مدرک برای تهمت و افتراءشان می‌کنيد، شروع به فرافکنی و فرار می‌کنند و مسير بحث را در شاخه‌ی ديگری ادامه می‌دهند. شايسته است وقتی طرف مقابلتان فرار کرد، او را تعقيب نکنيد و بگذاريد بحث را در شاخه‌ی ديگری دنبال کند.

صافی پنجم: تشبيه؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با تشبيه منهاج فردوسيان به نظام‌های منحرف مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. کسانی که سند و مدرک معتبری ندارند، بدون داشتنِ وجه تشابه درست، اقدام به تشبيه کردن منهاج فردوسيان به نظام‌های فکری و تربيتی ديگر می‌کنند. مثلاً به صِرف اين که در منهاج فردوسيان، بر روايات ائمه‌ی طاهرين (عليهم‌السلام) تأکيد و بنا می‌شود، آن را به «اخباريگري» تشبيه می‌کنند. يا به صِرف اين که خواهان زدودن بدعت‌ها و خرافات است، آن را به «وهابيت» مشابه می‌شمارند. يا به صِرف بی‌اعتمادی به فلسفه و عرفان مصطلح، آن را همانند «مکتب تفکيک» می‌پندارند. در حالی که نقاط افتراق منهاج فردوسيان با موارد شمرده‌شده، بيش از موارد اشتراک آن است که در جای خود، به تفصيل بيان شده است.
پس بر مبلّغ منهاج فردوسيان است که به اينگونه تشبيه‌ها توجه نکند و بداند تشبيه‌کننده، از سطح فهم دقيقی برخوردار نيست و در صدد آلوده کردن فضا و خود را غالب نشان دادن است. کسی که مطالعه‌ی کافی در مورد منهاج فردوسيان و درک درستی از آن داشته باشد، آن را به هيچ برنامه‌ی تربيتی‌ای تشبيه نمی‌کند و به درستی می‌داند که «منهاج فردوسيان» همان تشيع اثنی‌عشري، بدون بدعت‌ها و خرافات و مصلحت‌انديشی‌هاست.

صافی ششم: تخمين؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با حدس و پيشگويی مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. يکی از دستاويزهای مناظره‌کنندگانی که چيزی در زمان «حال»، برای انتقاد و تخريب پيدا نمی‌کنند، «پيشگويي» برای زمان «آينده» است؛ پيشگويی‌هايی مانند اين که: «منهاج فردوسيان در آينده، مانند شيخيه و بابيه و بهائيت خواهد شد» يا «حاج فردوسی در آينده ادعای امام زمانی خواهد کرد» يا «حاج فردوسی در آينده، ادعای دين جديد خواهد کرد».
اين دستاويز، معمولاً از سوی کسانی استفاده می‌شود که در عرصه‌های ديگر، شکست‌خورده و در جستجوی راهی برای فرار از شکست هستند. اين افراد، وقتی می‌فهمند دستشان از سند و مدرک درست، خالی است، مجبور می‌شوند توجه مخاطبشان را به آينده معطوف کنند و با کارشناسْ نشان دادن خود، پيش بينی خطرات مهم برای اسلام و مسلمين از ناحيه‌ی نظام جامع تربيتی منهاج فردوسيان نمايند! مبلّغ منهاج فردوسيان، بايد بی‌توجه به اين پيشگويی‌ها، بحث را ادامه دهد.

صافی هفتم: تشميم؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با عباراتی مانند اين که «منهاج فردوسيان، بوی وهابيت می‌دهد»، «بوی انحراف می‌دهد»، «بوی مخالفت با فلان می‌دهد» مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد. برخی طرف‌های مناظره، در زمان نداشتن سند و مدرک معتبر از آيات و روايات، بويايی خود را به کار انداخته و برخی بوهای خاص را استشمام می‌کنند که وجود خارجی ندارد. مبلّغ بايد توجه داشته باشد که اظهار نظر بر اساس بو کشيدن، يکی از مسخره‌ترين اظهار وجودها در مناظره است و نبايد به آن توجه نمايد. کسی که با بو کشيدن، شروع به اظهار نظر کرده و وجود جنازه را گزارش می‌دهد، به زبان بی‌زباني، خود را چنان کارشناس متبحری قلمداد می‌کند که با «بو کشيدن» به عمق مسأله، آگاه شده و ديگران را هم بر حذر می‌دارد. چنين فردی نمی‌داند کارشناس بودنش در بو کشيدن، فقط برای خودش ثابت شده و برای ديگران، ارزشی ندارد و بايد سند و مدرک قاطع ارائه کند.
به هر صورت، مبلّغ منهاج فردوسيان، نبايد به بوکشيدن‌های طرف مقابلش در مناظره، توجه نمايد؛ بلکه بايد بحث را در مسير صحيح، ادامه دهد.

صافی هشتم: تهديد؛
هر گاه مبلّغ منهاجی در مناظره، با تهديد مواجه شود، نبايد عکس العمل منفی نشان دهد و تهديد را با تهديد، پاسخ دهد. تهديد کردن، آخرين حربه و وسيله برای فرومايگان در مناظرات است. وقتی طرف مناظره، خود را بيچاره می‌يابد، دست به تهديد می‌زند و قدرت‌های خيالی‌اش را به رخ می‌کشد. آنچه قدرت واقعی در مناظرات منهاجی محسوب می‌شود، تسلط بر آيات قرآن کريم و روايات معتبر از ائمه‌ی طاهرين (عليهم‌السلام) است و قدرت‌های ديگر، مانند قدرت هفت‌تيرکشی يا گزارش دادن به نهادهای نظامی و امنيتی، نشان از ضعف منطق و ناتوانی از استدلال به ثقلين است. توجه به تهديدها، شخص فرومايه‌ی تهديدکننده را جرأت می‌بخشد و شاد می‌سازد و از اين که تهديدهای توخالی‌اش اثر گذاشته، احساس غلبه پيدا می‌کند. پس مبلّغ منهاج فردوسيان نبايد به تهديدها توجه کند و بايد بحث را در سلامت و آرامش، ادامه دهد.

برگرفته از کتاب «مبلّغان منهاج فردوسيان»