سلسله نقدهايي بر مفاتيح الحياة (1)

يکي از آثاري که در چند سال اخير، توانست به برکت تبليغات گسترده‌ي رسانه‌ها، فروش چشمگيري داشته باشد، کتاب «مفاتيح الحياة» است. اين کتاب، توسط جمعي از فضلاي حوزه‌ي علميه‌ي قم و در جهت تحقق ايده‌اي از آيت الله جوادي آملي و تحت نظر ايشان تدوين شده است. بر طبق اين ايده، کتابي ديگر همانند مفاتيح الجنان لازم بود که شئون دنيايي را با همان رويکرد، با آموزه‌هاي وحياني مرتبط سازد تا آدمي در زندگي خود از اين برنامه‌هاي الهي بهره‌مند گردد و از آثار آن، هم در دنيا و هم در عقبا سود ببرد.
اما اين کتاب علي رغم تيراژ و فروش بالاي خود، دچار نواقصي است که از شأن و منزلت آن مي‌کاهد و خواننده را دچار يأس مي‌کند. بنا داريم در اين سلسله نوشتار، اين اشکالات و نواقص را برشماريم. به اين اميد که چراغي فراراه جامعه‌ي اسلامي باشد.
در فصل چهارم از مفاتيح الحياة در قالب روايت آمده است: رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) مي‌فرمايد: … گوش، چشم، زبان و قلب امانت هستند و هر کس امانت را رعايت نکند ايمان ندارد. (مفاتيح الحياة، صفحه‌ي 94)
متن عربي اين حديث را چنين نوشته‌اند: «و السمع أمانة و البصر أمانة و اللسان أمانة و القلب أمانة و لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا أَمَانَةَ لَهُ»
در حالي که فقط قسمت آخر اين روايت، در منابع روايي موجود است؛ ولي اثري از قسمت اول، يافت نشد. در روايت آمده است که آن حضرت فرمودند: «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا أَمَانَةَ لَهُ» (الجعفريات، محمد بن محمد بن اشعث، صفحه‌ي 36، كتاب الصلاة)
گر چه اين سخن قابل توجيه عقلي است که تمام نعمت‌هاي الهي، امانت است و بايد به درستي محافظت شده و حقش بجا آورده شود؛ اما اين که اين نظر را به شارع مقدس منتسب کنيم که پيامبر اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) فرموده‌اند: «و السمع أمانة و البصر أمانة و اللسان أمانة و القلب أمانة» قابل پذيرش نيست و نياز به سند معتبر دارد.
در فصل پنجم از اين کتاب، آمده است: رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) مي‌فرمايد: حياط و پيرامون خانه‌هايتان را پاکيزه کنيد که يهوديان بدترين محله‌ها را دارند. (مفاتيح الحياة، صفحه‌ي 125)
وقتي به متن عربي مي‌نگريم، در مي‌يابيم که ترجمه، آزاد و غيردقيق صورت گرفته است. متن عربي چنين است: «نظّفوا ساحاتکم، فإنّ اليهود أنتن الناس ساحةً». يعني حياط يا جلو درِ خانه‌هايتان را تميز کنيد، پس همانا بدبوترينِ مردم از لحاظ حياط يا جلو درِ خانه، يهوديان هستند.
ولي آيا واقعاً چنين سخني از پيامبر اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) است يا بر ايشان بسته‌اند؟! آيا يهوديان، بدبوترينِ مردم از لحاظ حياط و جلو درِ خانه هستند؟!
وقتي به منبع اين دو حديث مي‌نگريم، نام کتاب «موسوعة احاديث اهل البيت عليهم السلام» را مي‌بينيم. اين کتاب، اثر شيخ هادي نجفي (متولد 1342 ـ زنده) است.
در نزد حديث‌شناسان، کتاب‌هاي حديثي‌اي که بعد از قرن ششم تأليف شده است، «کتاب واسطه» حساب شده و براي بررسي درستي روايات آن، بايد به مصدر اوليه‌اش مراجعه نمود. پس کتابي که مؤلف آن معاصر است، به هيچ وجه در نزد حديث‌شناسان، به عنوان منبع مطرح نيست و حتماً بايد روايتش از منبع متقدم بر آن، آدرس‌دهي شود. در حالي که در مفاتيح الحياة، چنين کاري انجام نگرفته است؛ زيرا اين دو حديث، سابقه‌اي در کتاب‌هاي حديثي متقدم شيعه ندارد.
اين که «گوش، چشم، زبان و قلب امانت هستند» و «يهوديان، بدبوترينِ مردم از لحاظ حياط و جلو درِ خانه هستند» دو ديدگاهي است که در اين کتاب، بيان شده و قرار است شيعيان متدين، آن را به عنوان دو ديدگاه ديني براي خود برگزينند، در حالي که پايه‌اي در آموزه‌هاي وحياني ندارد.
نکته‌ي نهايي: به نظر مي‌رسد ايده‌ي ناب آيت الله جوادي آملي (حفظه الله) با اين کتاب، به استواري و با پايه‌هاي مستحکم، پياده‌سازي نشده است.

و الحمد لله
حاج فردوسی