نقاط اشتراک و افتراق «منهاج فردوسيان» و «وهابيت»!

اشتراک بارز «منهاج فردوسيان» و «وهابيت» در اين است که هر دو جريان فکري، دعوت به برگشت به دين اصيل مي‌کنند، با اين تفاوت که وهابيت، دين اصيل را «قرآن»، «سنت» و «سيره‌ي صحابه» مي‌داند، ولي در منهاج فردوسيان، دين اصيل، «قرآن»، «سنت» و «عترت طاهره (عليهم‌السلام)» شمرده مي‌شوند.
افتراق اساسي «منهاج فردوسيان» و «وهابيت» در دو چيز است؛
يکي اين که وهابيت سرسپرده و دلداده‌ي «سقيفه» است، ولي منهاج فردوسيان، سرسپرده و دلداده‌ي «غدير». اين تفاوت، آنقدر عميق است که اين دو جريان را به تباين کلي مي‌کشاند. يعني هيچکدام از آموزه‌هاي اين دو جريان فکري، تشابهي با هم ندارد.
دوم، اين که وهابيت جنگ ابتدايي، بدون حضور حجت الهي را مشروع مي‌شمارد، ولي در منهاج فردوسيان، جنگ ابتدايي، فقط با حضور حجت الهي (پيامبر يا امام معصوم) مشروع است. به همين جهت، وهابيت دست به کشتارهاي وسيع به نام اسلام مي‌زند در حالي که چنين چيزي در منظومه‌ي فکري منهاج فردوسيان، در زمان غيبت نيست. البته در زمان حضور و ظهور، هر چه صلاحديد امام معصوم (عليه‌السلام) باشد، همان را درست مي‌شمارند؛ ولو کشتن نصف مردم جهان و اسير کردن نصف ديگر آن باشد.
پس تمام افرادي که در عصر غيبت، اقدام به جنگ ابتدايي کرده و مردم جهان را به دليل اين که کافر هستند، کشتار نموده‌اند، محکوم مي‌باشند؛ کشتارهايي مانند نسل‌کشي ارامنه‌ي ترکيه به دست آتاترک، نسل‌کشي يهوديان آلمان به دست هيتلر، سُني‌کشي شاه اسماعيل صفوي و کشتار کربلا و نجف توسط وهابيت.
کساني که آشنايي سطحي و اندکي با دو جريان «منهاج فردوسيان» و «وهابيت» دارند، فقط با تکيه بر اين نقطه‌ي اشتراک که هر دو، دعوت به دين اصيل مي‌کنند، و مدعي هستند که بايد خرافات و بدعت‌ها را زدود، «منهاج فردوسيان» را به «وهابيت» تشبيه مي‌کنند. در حالي که نمي‌توان به اين تشابه اندک در محدوده‌ي ادعا، اين دو مکتب فکري را به يکديگر مشابه دانست.
گر چه درست است که جريان فکري «منهاج فردوسيان»، همانند «وهابيت»، به افزوده‌شدنِ پيرايه‌ها و خرافات بر دين اصيل اسلام معترض است، ولي از آنجا که تعريف «دين اصيل» در نزدشان کاملاً با هم تفاوت دارد، نمي‌توان خروجي کار را با هم مقايسه نمود.
آنچه وهابيت، به عنوان دين اصيل بر مي‌شمرد، در قسمت‌هايي که از «سيره‌ي صحابه» و «قياس» و «استحسان» صحابه و تابعين مي‌گيرد، در منظر منهاج فردوسيان، بدعت و خرافات و انحراف است.
پس شبيه دانستنِ «منهاج فردوسيان» به «وهابيت»، بسيار دور از انصاف بوده و مانند مقايسه‌ي انسان و سگ است، به اين جهت که هر دو نيازمند غذاي طبيعي خودش مي‌باشد. يعني کسي بگويد انسان، مثل سگ است؛ زيرا هر دو، خواهان اين هستند که غذاي طبيعي خودشان را بخورند! ولي توجه نداشته باشد که غذاي طبيعي انسان، با غذاي طبيعي سگ، تفاوت اساسي دارد و قابل مقايسه نيست.