نقدي بر تشويق مردم به حضور در راهپيمايي اربعين

از گزارش‌هايي که اصحاب منهاج فردوسيان برايم ارسال مي‌کنند، چنين معلوم مي‌شود که يک حجة الاسلام، خيلي براي حضور گسترده در پياده‌روي اربعين، تلاش مي‌کند و سخنان عجيب و غريبي مي‌پراکند، به اميد اين که يکي به هدف نشيند و بر جمعيت ميليوني اربعين، افزوده گردد. برخي سخنان ايشان، از منظر ثقلين (آيات و روايات) قابل قبول نيست و ادعاهايي اثبات نشده است. در ادامه، به برخي از اين فرمايشات (منبع)، همراه با نقد آن، اشاره مي‌کنيم:
مي‌گويد: هرکسي با يک‌بار تجربه، آثار معنوي پياده‌روي اربعين را در وجود خود احساس مي‌کند.
نقد: دين خدا، برتر از آن است که با تجربيات معنوي، اثبات يا رد شود. حربه‌ي «تجربه‌ي معنوي»، از حربه‌هاي صوفيه است که در هنگام تهي بودن دست از سند و مدرک، به آن پناه مي‌برند.
صوفيه به تجربيات معنوي يعني همان حس سبکي و رقت قلب، «بهشت نقد» مي‌گويند و معتقدند بايد اعمال صالح، براي رسيدن به «حال خوب» و «احساس آثار معنوي» باشد؛ در صورتي که اين نيت، از نظر شارع مقدس، مخدوش است و کسي که به چنين هدفي عبادت کند، نصيبي در آخرت نخواهد داشت. به عبارت ديگر، گر چه حالات خوش معنوي، از جنس ماده نيست ولي چون در دنياست، از مصاديق حرث دنيوي مي‌باشد. قرآن کريم مي‌فرمايد: «مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ» (سوره‌ي شورا، آيه‌‌ي 20) ترجمه: كسى كه كشت آخرت بخواهد براى وى در كشته‏اش مى‏افزاييم و كسى كه كشت اين دنيا را بخواهد به او از آن مى‏دهيم و[لى] در آخرت او را نصيبى نيست.
مي‌گويد: وقتي انسان به عظمت ثواب پياده رفتن براي زيارت امام حسين(ع) در روايات نگاه مي‌کند، به اين نتيجه مي‌رسد که هيچ عملي پرثواب‌تر از اين عمل براي مؤمنين، قرار داده نشده.
نقد: پياده رفتن، اختصاص به اين ايام بسيار شلوغ و خطرناک ندارد. چرا همين عمل پر ثواب را در وقتي انجام ندهيم که جاي نماز و جاي استراحت و مستراح، فراهم و در دسترس باشد و منجر به چندين گناه و ترک واجب نباشد؟!
مي‌گويد: امام «وحدت گسترده» را علامت نصرت قطعي الهي و پيروزي مي‌دانست.
نقد: راهپيمايي عظيم اربعين، «وحدت گسترده» نيست بلکه «اجتماع گسترده» است؛ زيرا جماعت انبوهي که از سراسر عراق و کشورهاي ديگر، با مليت‌هاي گوناگون به آنجا مي‌آيند، هدفشان مذهبي است نه سياسي و منظور امام راحل (ره)، «وحدت گسترده‌»ي سياسي است که علامت پيروزي است يعني وقتي که مذهبي و ملي و کمونيسم و فدائيان خلق و مجاهدين و يهودي و مسيحي و زرتشتي و شيعه و سني و غيره، همه دست در دست هم، خواستار تغيير ساختار حکومت سلطنت به جمهوري شدند، معلوم مي‌شود پيروزي، قطعي است. پس ربط دادن مسائل سياسي به مسائل مذهبي، دور از بصيرت است.
مي‌گويد: حرکت خودجوش مردمي در اربعين اسراري دارد.
نقد: هر چيز که در اين عالم هست، براي خودش و در حد خودش، اسراري دارد. دانه‌اي که در زمين کاشته مي‌شود و قطره‌ي باراني که بر برگ درختي مي‌نشيند، براي خودش و در حد خودش اسراري دارد.
اين ادبيات، به زبان بي‌زباني مي‌رساند که گوينده‌اش، از اصحاب سرّ است و رازهايي از پشت پرده‌ي جهان مي‌داند که ديگران نمي‌دانند. لازم بود گوينده‌ي محترم، براي اثبات ادعاي خود، گوشه‌اي از اين اسرار را فاش مي‌کرد و بر کلي‌گويي، بسنده نمي‌نمود.
مي‌گويد: بي‌ترديد اين تحول را بايد مقدمۀ ظهور دانست.
نقد: بشارت به ظهور و برخي حوادث را مقدمه‌ي ظهور دانستن، چيز جديدي از ايشان نيست و سالياني است که با همين حرف‌ها شناخته مي‌شود. سخنان شيرين و جذّابي که بخشي از آن در مستند «به سوي ظهور» منعکس گرديد و نه تنها هيچ فايده‌اي نداشت، بلکه موجب برخي نااميدي‌ها و سرخوردگي‌ها شد. چند سالي است که ايشان، با کلماتي نظير «بي‌ترديد» موجب ايجاد «ترديد» در برخي از افراد «بي‌ترديد» جامعه مي‌شود.
مي‌گويد: روا نيست محب امام حسين(ع) براي اربعين کم بگذارد.
نقد: چرا روا نيست؟ مگر کم نگذاشتن، فقط به حضور در اجتماع پر خطر و ضرر است؟ اصلاً به چه دليل شرعي، حضور در اجتماع ميليوني‌اي که از چند سو تهديد مي‌شود، رواست؟ به چه دليل شرعي، بايد به قيمت عمل به يک مستحب، چند واجب و مستحب را ترک کرد و به چند حرام، آلوده شد؟!
مي‌گويد: اربعين درِ خانۀ تک تک ما را زده.
نقد: اين سخنان شاعرانه و احساسي، مي‌تواند جوانان کم‌بهره از تحليل عقلي و شرعي را بفريبد،‌ ولي براي آگاهان به قرآن و سنت و عترت، قابل قبول نيست؛ زيرا قبل از اين که اربعين، درِ خانه‌ي تک تک ما را بزند، «حفظ جان» و «مراعات قوانينِ طبقات قبل»، در زده است.
مي‌گويد: اربعين مجلس روضه‌اي است که خود امام حسين برگزار کرده.
نقد: باز هم سخنان احساسي و بي‌اساس. يک آيه يا روايت نداريم که اربعين، مجلس روضه‌اي باشد که خود امام حسين (عليه‌السلام) آن را برگزار کرده باشند. پس نسبت دادنِ چنين مطلبي به آن بزرگوار، نارواست و شايد حرام باشد.
مي‌گويد: چطور ممکن است روضه‌اي که خودتان مي‌گيريد، براي شما اهميت داشته باشد ولي در اربعين که خودِ اباعبدالله الحسين(ع) در کربلا روضه گرفته است و خواهرش زينب کبري(س) در راه است ـ و اربعين خودش را به کربلا مي‌رساند ـ اين مجلس بزرگ روضۀ ارباب، برايتان اهميت نداشته باشد؟! يقيناً بايد براي اين روضۀ ارباب بيشتر اهميت قائل شد. ما بايد اين را يک فرهنگ کنيم و به همديگر بگوييم.
نقد: باز هم تکرار همان سخنان احساسي و البته بي‌سند و ساختگي. اين که خواهرش زينب کبري (سلام الله عليها) در راه است و اربعين، خودش را به کربلا مي‌رساند، در هزار و چهارصد سال قبل اتفاق افتاده و نمي‌تواند دليلي براي حضور در ازدحام عجيب اين زمان در کربلا باشد.
مي‌گويد: اربعين از يک رفتار مستحبي گذشته و امروز يک وظيفه محسوب مي‌شود.
نقد: اگر مي‌خواهد بگويد حضور در پياده‌روي اربعين،‌ امروزه يک واجب شرعي است، دروغ آشکار است و اگر مي‌خواهد بگويد يک وظيفه‌ي سياسي است، چرا سخنش را با مستحب شرعي شروع مي‌کند؟! آيا اين گونه ورود به بحث، استفاده‌ي ابزاري از دين براي مقاصد سياسي نيست؟!
مي‌گويد: با حضور در اربعين، به اقتدار حسيني در جهان کمک مي‌کنيم.
نقد: اولاً: «اقتدار حسيني» يعني چه؟ و در کجاي قرآن و سنت و عترت آمده است؟ شايسته نيست با ساختن مصطلحات جديد و جوان‌پسند، وظيفه‌ي جديد بتراشيم و جامعه را به سويي ببريم که خدا و پيامبر و ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) نبرده‌اند.
ثانياً: مأمور نيستيم به قيمت چندين خطر و ضرر، به «اقتدار حسيني در جهان» کمک کنيم. به عبارت ديگر، اگر بتوانند با کنار هم قرار دادنِ برخي آيات و روايات، چيزي به عنوان «اقتدار حسيني» بسازند، نخواهند توانست دستوري از شارع مقدس بياورند که ما را موظف کند به چنين چيزي کمک کنيم.
مي‌گويد: شرکت در راهپيمايي اربعين وظيفه همۀ مؤمنين است، هرچند اولويت با مردان است.
نقد: اگر منظور از «وظيفه»، واجب شرعي باشد، چنين نيست ولي اگر «وظيفه‌ي سياسي» است، نقشي در کمال و سعادت ندارد و از بحث ما خارج است.
مي‌گويد: پياده‌روي اربعين، مؤثرتر از هزاران کار فرهنگي است.
نقد: اگر منظور از کار فرهنگي، کارهاي نماديني است که در جامعه مي‌بينيم و در حدّ برگزاري مسابقه و اهداي جوايز است، شايد بشود چنين سخني را بيراه ندانست ولي اگر منظور از کار فرهنگي، آشنا کردن جوانان با ديدگاه‌هاي درست و اعمال صحيح بر طبق قرآن و سنت و عترت باشد، چنين نيست که پياده‌روي اربعين، مؤثرتر از هزار کار فرهنگي باشد.
مي‌گويد: رسانه‌ها و اصحاب قلم بايد احساس وظيفه براي راهپيمايي اربعين را براي مردم جابياندازند.
نقد: بر طبق چه ملاکي، رسانه‌ها و اصحاب قلم، اين احساس را در مردم، جابياندازند؟ به چه پشتوانه‌اي چنين کاري بکنند؟ به استناد کدام آيه يا روايت يا فتوا، مردم را به معرکه‌ي پر خطر و ضرر ترغيب کنند؟
مي‌گويد: اگر با حضور در اربعين مي‌توانيم زمينه ظهور امام زمان(عج) را فراهم کنيم چرا از اين کار مضايقه داشته باشيم؟
نقد: از قديم گفته‌اند: «اگر» را کاشتند، «هيچ» سبز شد. معلوم نيست ايشان به استناد چه دليل روشني، حضور در پياده‌روي اربعين را زمينه‌ساز ظهور حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) مي‌داند؟ واقعاً از ميان علماي اسلام، چه کسي جرأت مي‌کند چنين فتوايي بدهد که حضور در راهپيمايي اربعين، زمينه‌ساز ظهور است؟
مي‌گويد: به اعتقاد بسياري از علما، اين حرکت ميليوني در اربعين هيچ چيزي جز اين نيست که دست الهي باعث اين تجمع ميليوني شده و کسي جز خداوند نمي‌تواند بگويد که من در آن نقش داشته‌ام.
نقد: اگر عبارت‌هايي مانند «تظاهرات ميليوني»، «تجمع ميليوني»، «اعتصاب ميليوني» و «تحصن ميليوني» را در اينترنت جستجو کنيد، دست الهي را در خيلي جاهايي خواهيد ديد که چيزي جز کفر و فساد نيست. شايسته است نتيجه‌ي جستجوها را به آن «بسياري از علما» که ادعا شده هم نشان بدهند تا آگاه شده و دست خدا را بيهوده هزينه نکنند.
مي‌گويد: مسلمانان بايد نسبت به اربعين احساس وظيفه کنند و کسي که از سر وظيفه به اين زيارت مشرف شود، بطور قطع نورانيت بيشتري خواهد داشت.
نقد: بالاخره معلوم نشد که منظور از «احساس وظيفه»، وظيفه‌‌ي شرعي است يا «وظيفه‌ي سياسي»؟! اگر «وظيفه‌ي شرعي» است، چنين چيزي نداريم و قابل اثبات شرعي نيست و اگر «وظيفه‌ي سياسي» است، «به طور قطع، نورانيت بيشتري خواهد داشت» در ادبيات سياسي، جايي ندارد. «سياست» با «نورانيت» و «معنويت» کاري ندارد و رابطه‌اي بينشان نيست.
مي‌گويد: در روايات معتبر نقل شده است که فقرا حداقل سالي يکبار و ثروتمندان حداقل سالي دو بار به زيارت کربلا بروند و ميان دو سفر کربلا بيشتر از 3 سال فاصله نباشد اين در حالي است که حج تمتع تنها يک بار بر مسلمانان واجب شده است در حالي که درباره زيارت امام حسين(ع) مطالب فراتر از حج در روايات مطرح شده است.
نقد: اين مطالب، در روايات معتبر آمده است ولي زمانش را به اربعين، منحصر نکرده‌اند بلکه در روزهايي مانند عاشورا، عرفه، شب جمعه و غيره نيز سفارش شده است. پس چه دليلي دارد که انجام اين مستحب مؤکد را در همين چند روز شلوغي سرسام‌آور قرار دهيم؟
در پايان عرض مي‌کنيم: آيا اين گوينده‌ي محترم، فکر نکرده اگر حتي يک نفر بر اثر اين سخنان بي‌اساس و احساسي، عازم عراق شده و خون از دماغش بيايد، ايشان بايد در پيشگاه الهي، پاسخگو باشد؟! پس چرا …؟!

الحمد لله اولاً و آخراً
حاج فردوسي