بررسي صحت روايت با ترازوي شأنيّت

بسم الله الرحمن الرحيم /

سلام عليکم /
زيارت ناحيه‌ي مقدسه را به استاد حاضر (ارواحنا فداه) منتسب مي‌کنند؛ آيا بعضي از فراز اين زيارت در شأن استاد حاضر ارواحنا فداه هست؟ لطفاً جواب کامل ِ منهاجي بفرماييد.
با تشکر از صبر و حوصله‌يتان.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليکم
براي رسيدن به جوابي جامع، توجه شما را به چند مطلب جلب مي‌کنم:
مطلب اول: راه اثبات پيامبري، معجزه است. يعني کسي که ادعاي پيامبر بودن مي‌کند، بايد در کنار ادعايش، کارهايي انجام دهد که ديگران، از انجام دادن آن، عاجز باشند.
مطلب دوم: راه اثبات جانشيني پيامبر، تصريح آن پيامبر است. يعني براي اين که بتوان شخصي را جانشين و وصي پيامبري دانست، بايد تصريح آن پيامبر را بيان کند و جماعتي، شاهد باشند که آن پيامبر، اين شخص را به عنوان جانشين خود، معرفي و منصوب کرده است.
مطلب سوم: اگر پيامبر با معجزه و جانشين پيامبر، با معرفي و تصريح آن پيامبر، اثبات شد، براي تشخيص درست و نادرست بودن سخن، بايد انتساب آن سخني که نقل شده به پيامبر يا جانشينش را بررسي کرد و نمي‌توان نبي و وصي را با سخن سنجيد.
به عبارت ديگر، راه رسيدن به واقعيت و حقيقت، سنجيدن همه‌چيز با اعتقادات و دستورات عملي نبي و وصي است نه اين که سخن نبي و وصي را با ميزان ديگري مانند عقل يا عرف بسنجيم.
شايد اين مطلب، نياز به توضيح بيشتر داشته باشد، به همين خاطر، مطلب را با مثال، روشن مي‌کنيم. فرض کنيد به شما بگويند: فلان پزشک حاذق، گفته قرص «الف» براي بيماري «ب» مفيد است. راه درست، اين است که اولاً پزشک بودن و متبحر بودنش در طبابت برايتان محرز شود، سپس بررسي کنيد که آيا اين سخن، از اوست يا نه. راه نادرست اين است که سخن او را به کفاش و قصاب و کشاورز عرضه کنيد و بخواهيد از اين طريق، معلوم کنيد که آن سخن، از آن پزشک هست يا نيست! يعني از آنان بپرسيد که آيا به نظر شما، به جناب دکتر «الف» مي‌خورد که چنين حرفي گفته باشد؟!
در مورد سؤال، راه درست اين است که معلوم کنيم آيا «زيارت ناحيه» از آن حضرت صادر شده يا نه. و راه نادرستش اين است که بخواهيم از طريق اين که اين حرف‌ها در شأن امام هست يا نيست، انتسابش را تقويت يا تضعيف نماييم.
به عبارت ديگر، اگر زيارت ناحيه، از ساحت مقدس استاد حاضر (ارواحنافداه) صادر شده باشد، هر چه در آن فرموده باشند، در شأنشان است و ما بايد اعتقادات و ديدگاه‌هايمان را بر طبق آن، تغيير دهيم. ولي اگر انتسابش محرز نشد، نوبت به بررسي متن آن نمي‌رسد.
مثلاً اگر نقل شده باشد که امير المؤمنين (عليه‌السلام) فرموده باشند: «خدايا من بنده‌ي ذليل و حقير تو هستم»، راه درست اين است که بررسي سندي کنيم آيا اين مطلب از آن حضرت صادر شده است يا نه. سپس اگر صادر شده بود، اعتقاد پيدا کنيم که آن جناب، بنده‌ي ذليل و حقير خداوند هستند. ولي اگر صدورش اثبات نشد، نبايد چنين نسبتي به آن حضرت بدهيم.
راه نادرست اين است که بگوييم: گفتنِ چنين عباراتي از امير المؤمنين (عليه‌السلام) که دلاور شجاع عرب بودند، بعيد به نظر مي‌رسد و نوعي بار منفي و تلقين ضعف است و از لحاظ روانشناسي، موجب ترک خوردنِ شيشه‌ي اعتماد به نفس مي‌شود! پس چنين مطلبي از ايشان نيست.
حال اگر ثابت شود که زيارت ناحيه، از سوي حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) صادر شده است، هر چه در آن فرموده باشند، در شأنشان است و ما هم بايد به آن معتقد شويم، ولي اگر ثابت نشود، نسبت دادنِ برخي چيزهايي که بر طبق قرآن و سنت و عترت و عقل سليم، مذموم است به آن جناب، جفا و خطا و گناه است.
نتيجه‌ي کلام اين شد که «هر چه آن خسرو کند، شيرين بُود». همان مطلبي که در زيارت آل ياسين عرض مي‌کنيم: «فَالْحَقُّ ما رَضيتُمُوهُ، وَ الْباطِلُ ما اَسْخَطْتُمُوهُ، وَ الْمَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِه، وَ الْمُنْكَرُ ما نَهَيْتُمْ عَنْهُ». پس سؤال شما، اشتباه است. نبايد بپرسيد آيا اين سخن در شأن امام هست يا نيست، بلکه بايد بپرسيد آيا اين سخن از امام هست يا نيست. پس اگر از امام است، در شأن امام است و اگر از امام نيست، تهمت به امام است.

موفق باشيد
حاج فردوسي