شرحي بر: حکايت فيل در تاريکي …

کسي که بدون مطالعه‌ي آثار «منهاج فردوسيان»، در باره‌ي آن اظهار نظر کند، قطعاً دچار «حکايت فيل در تاريکي» خواهد شد.
شرح: شهري بود که مردمش اصلاً فيل نديده بودند. از هند فيلي آوردند و به خانه‌ي تاريکي بردند و مردم را به تماشاي آن دعوت کردند. مردم در تاريکي نمي‌توانستند فيل را با چشم ببينيد. ناچار بودند با دست، آن را لمس کنند. کسي که دستش به خرطوم فيل رسيد. گفت: فيل مانند يک ناودان بزرگ است.
ديگري که گوش فيل را با دست گرفت گفت: فيل مثل بادبزن است. يکي بر پاي فيل دست کشيد و گفت: فيل مثل ستون است و شخصي ديگر پشت فيل را با دست لمس کرد و فکر کرد که فيل مانند تختخواب است. آنها وقتي نام فيل را مي‌شنيدند، هر کدام گمان مي‌کردند که فيل، همان است که تصور کرده‌اند. فهم و تصور آنها از فيل مختلف و سخنانشان نيز متفاوت بود. اگر در آن خانه شمعي مي‌بود، اختلاف سخنان آنان از بين مي‌رفت و تصوير درستي از فيل پيدا مي‌کردند.
سنايي در حديقة الحقيقه اين حکايت را به ميان آورده است و پس از او، مولوي گمراه، آن را به شعر در مثنوي معنوي‌اش چنين نقل نموده است:

پيل اندر خانه‌ي تاريک بود * عرضه را آورده بودندش هُنود
از براي ديدنش مردم بسي * اندر آن ظلمت همي‌شد هر کسي
ديدنش با چشم چون ممکن نبود * اندر آن تاريکيش کف مي‌بسود
آن يکي را کف به خرطوم اوفتاد * گفت همچون ناودانست اين نهاد
آن يکي را دست بر گوشش رسيد * آن بر او چون بادبيزن شد پديد
آن يکي را کف چو بر پايش بسود * گفت شکل پيل ديدم چون عمود
آن يکي بر پشت او بنهاد دست * گفت خود اين پيل چون تختي بُدست
همچنين هر يک به جزوي که رسيد * فهم آن مي‌کرد هر جا مي‌شنيد
از نظرگه گفتشان شد مختلف * آن يکي دالش لقب داد اين الف
در کف هر کس اگر شمعي بُدي * اختلاف از گفتشان بيرون شدي

(مثنوي معنوي، ملا جلال رومي، دفتر سوم، بخش ۴۹، اختلاف کردن در چگونگي و شکل پيل)
کساني که با مطالعه‌ي قسمتي از نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان، در مورد آن قضاوت مي‌کنند، همانند مردمي هستند که قسمتي از فيل را لمس کرده و همان را تمام فيل دانستند.
پس بر اصحاب منهاج فردوسيان لازم است با مطالعه‌ي دقيق و جامع از تمام آثار اين نظام جامع تربيتي، تصوير درستي از منظومه‌ي فکري منهاج فردوسيان پيدا کنند. همچنين از منتقدين و معترضين مي‌خواهيم که قبل از مطالعه‌ي دقيق و عميق تمام آثار منهاجي، اقدام به اظهار نظر نکنند. چنين اظهار نظرهاي عجولانه و بي‌مطالعه، ارزشي نخواهد داشت و همانند بومرنگ، به منتقد و معترضش برگشت خواهد نمود.