معرفی آیت الله بهجت به عنوان راهنمای تکامل، آب در هاون کوبیدن است!

اصرار بعضی افراد، که البته مذهبی هستند و علاقه‌مند به سیر عرفانی و سلوک روحانی می‌باشند، بر این که از مرحوم آیت الله بهجت، «راهنمای تربیت و تکامل» بسازند، عجیب و البته بی‌حاصل است.
از شواهد و قراین، این طور به نظر می‌رسد که آن مرحوم، شخصیت والایی داشت و با سپری کردن عمری طولانی در عبادت حق تعالی، درجات بالایی از بهشت برین را کسب کرده است؛ اما دلیلی نداریم که هر کس، «آدم» خوبی بود، بتواند «مربی» و «استاد» خوبی هم باشد. پس ساده‌لوحان خیال نکنند که «استاد» و «مربی» ندانستن آیت الله بهجت (ره)، مساوی با انکار مقامات و درجات عالیه‌ی ایشان است.
حال، چند نمونه از موعظه‌های «کلی» و «خشن» ایشان را بخوانید و ادعای ما بر «مربی نبودن» و «برنامه‌نداشتن» آن مرحوم را تصدیق نمایید.

*************

باسمه تعالی

گفتم که الف، گفت دگر، گفتم هیچ *** در خانه اگر کس است یک حرف بس است

بارها گفته‌ام و بار دیگر می‌گویم: کسی که بداند هر که خدا را یاد کند خدا همنشین او است، احتیاج به هیچ وعظی ندارد. می‌داند چه باید بکند و چه باید نکند، می‌داند که آنچه را که می‌داند باید انجام دهد و آنچه که نمی‌داند باید احتیاط کند.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته
***************
باسمه تعالی

کسی که به خالق و مخلوق متیقن و معتقد باشد و با انبیاء و اوصیاء ـ صلوات‌الله علیهم ـ جمیعتاً مرتبط و معتقد باشد و توسل اعتقادی و عملی به آن‌ها داشته باشد و مطابق دستور آنها حرکت و سکون نماید و در عبادات،‌ قلب را از غیر خدا خالی نماید و فارغ‌القلب نماز را که همه چیز تابع آن است انجام دهد، و با مشکوک‌ها تابع امام عصر(عج) باشد؛ یعنی هر که را امام مخالف خود می‌داند با او مخالف باشد و هر که را موافق می‌داند با او موافق، (و) لعن نماید ملعون او را و ترحم نماید بر مرحوم او ولو علی‌سبیل‌ الاجمالی، هیچ کمالی را فاقد نخواهد بود و هیچ وزر و وبالی را واجد نخواهد بود.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
العبد محمد تقی البهجه
***************
باسمه تعالی

جماعتی هستند که وعظ و خطابه و سخنرانی را که مقدمه عملیات مناسبه می‌باشند، با آنها معامله ذی‌المقدمه می‌کنند، کأنّه دستور این است که «بگویند و بشنوند برای اینکه بگویند و بشنوند»‌ و این اشتباه است. تعلیم و تعلم برای عملِ مناسب است و استقلال ندارد، برای تفهیم این مطلب و ترغیب به آن فرموده‌اند: «کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکُمْ»
با عمل بگویید و از عمل یاد بگیرید و عملاً شنوایی داشته باشید،‌ بعضی می‌خواهند معلم را تعلیم نمایند، حتی کیفیت تعلیم را از متعلمین یاد بگیرند.
بعضی التماس دعا دارند و می‌گوییم برای چه؟ درد را بیان می‌کنند، دوا را معرفی می‌کنیم به جای تشکر و به کار انداختن، باز می‌گویند: دعا کنید! دور است آنچه می‌گوییم و آنچه می‌خواهند. شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می‌کنند.
ما از عهده تکلیف خارج نمی‌شویم، بلکه باید از عمل نتیجه بگیریم و محال است عمل بی‌نتیجه باشد و نتیجه از غیر عمل حاصل بشود، اینطور نباشد:

پی مصلحت مجلس آراستند *** نشستند و گفتند و برخاستند

خدا کند قوال نباشیم، فعال باشیم، حرکت عملیه بدون علم نکنیم، توقف با علم بکنیم. آنچه می‌دانیم بکنیم در آنچه نمی‌دانیم،‌ توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم،‌ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به «دفتر شرع»‌ نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن ننماییم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته