منهاج فردوسيان به جای تشيع؟!

سلام عليکم
آيا روزي خواهد آمد که عبارت «منهاج فردوسيان» جاي «تشيع» و کلمه‌ي «منهاجي» جاي «شيعه» را بگيرد؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليکم
هيچ وقت چنين اتفاقي نخواهد افتاد، زيرا «منهاج فردوسيان» نام فرقه‌اي از فرقه‌هاي اسلام نيست که بخواهد جايي در ميان فرقه‌هاي اسلامي باز کند. پس همواره در تعريف «منهاج فردوسيان» و «منهاجي»، قيدهاي «اسلام» و «شيعه» و «اثني‌عشري»، خواهد بود و هيچگاه حذف نخواهد شد.
ولي بايد توجه داشت که انسان با توجه به ملاحظات مختلف، به نام‌هاي مختلف خوانده مي‌شود. مثلاً:
به لحاظ کشوري که تابعيت آن را دارد به ايراني، افغاني، هندي، روسي و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ استاني که به آن تعلق دارد، به سيستاني، گيلاني، مازندراني، خوزستاني و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ شهري که در آن متولد شده است، به تهراني، مشهدي، قمي، اصفهاني، شيرازي و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ محله‌اي که در آن متولد شده يا زندگي مي‌کند به پاچناري، پامناري، بالاشهري، پايين شهري و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ گروه سياسي‌اي که به افکار آنان گرايش دارد به راستي، چپي، کارگزاران، اصلاح طلب، اصول‌گرا و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ دانشگاهي که در آن درس خوانده، به دولتي، آزاد، بورسيه‌اي، پيام نوري و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ نيرويي که او را اعزام به جبهه کرده به بسيجي، سپاهي، ارتشي و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ نوع استخدامش، به پيماني، رسمي، قراردادي و … خوانده مي‌شود.
به لحاظ هواداري از تيم خاص به پرسپوليسي، استقلالي و … خوانده مي‌شود.
همچنين به لحاظ گرايش فکري ـ تربيتي، به معرفة النفسي، تفکيکي، شيخي، صدرايي، فلسفي، کلامي و «منهاجي» خوانده مي‌شود.
پس همچنان که تقسيمات فوق، نتوانست در صفوف شيعيان، خللي وارد کند و موجب «شقّ عصاي اسلام» گردد و فرقه‌اي در ميان فرقه‌هاي اسلامي ايجاد نمايد، افزوده‌شدن گرايش «منهاجي» به گرايش‌هاي فکري ـ تربيتي، نيز نمي‌تواند موجب ايجاد شکاف در صفوف مسلمين يا شيعيان باشد.
هياهوي کساني که اعلام حضور تفکر تربيتي منهاج فردوسيان که مبتني بر تصريحات و واضحات قرآن و سنت و عترت است را فرقه‌سازي و ايجاد شکاف در اسلام و شيعه مي‌دانند، از سطحي‌نگري آنان نشأت مي‌گيرد. اينان به قدري ساده‌لوح و سطحي‌نگر و کم‌معلومات هستند که نمي‌توانند تفاوت «فرقه» و «گرايش تربيتي» را درک کنند. لذا سر به اعتراض بر داشته و زبان به طعن مي‌گشايند. در صورتي که خود اينان، به لحاظ‌هاي مختلف، به نام‌هاي مختلف خوانده مي‌شوند و هيچ اعتراض نمي‌کنند.
نتيجه‌ي کلام اين است که ما، به لحاظ دين، مسلمان خوانده مي‌شويم؛ به لحاظ فرقه‌ي اسلامي، شيعه خوانده مي‌شويم؛ به لحاظ فرقه‌ي شيعي، اثني‌عشري (دوازده‌امامي) خوانده مي‌شويم و به لحاظ گرايش تربيتي، منهاجي خوانده مي‌شويم تا به روشني از گرايش‌هاي تربيتي ديگري که در شيعيان اثني‌عشري وجود دارد، متمايز و قابل شناسايي باشيم.

موفق باشيد
حاج فردوسي