دو نمونه از کلی‌گویی‌های آیت الله بهجت (ره)

در سال ۱۳۷۵ شمسی، به خدمت مرحوم آیت الله بهجت (ره) رسیده و از ایشان تقاضای برنامه‌ی تربیتی کردم. فرمودند: کتاب «اسرار الصلاه» شهید ثانی را بخوانید. از این که دستورالعملی کامل و جامع برای رسیدن به سرمنزل مقصود از کسی که معروف است «عارف» و «کامل» و «واصل» و … است گرفته‌ام، بسیار خوشحال شدم. به جستجوی چنین کتابی برآمدم و نسخه‌ای قدیمی از آن را در کتابخانه‌ی آیت الله مرعشی نجفی (ره) یافتم. با اشتیاق تمام، آن را مطالعه کردم ولی هر چه بیشتر می‌خواندم، بر ناامیدی‌ام از رسیدن به آنچه می‌خواستم افزوده می‌شد. پس از مطالعه‌ی کامل که مساوی با ناامیدی کامل بود، به خدمت ایشان رسیده و مراتب اعتراض خود را از راهنمایی ایشان، تقدیم داشتم. بعدها فهمیدم که آن مرحوم، معروف به کلی‌گویی و دستورالعمل‌های کلی است. البته مرحوم پهلوانی (ره) می‌گفت: «آقای بهجت از تربیت، مأیوس است». و شاید به همین دلیل بود که توصیه‌ها و دستورالعمل‌های برجای مانده از ایشان، بیشتر برای سرگرم کردن و سرکار گذاشتن است تا دستگیری و راهنمایی. رحمت و رضوان الهی بر آن مرد عابد و زاهد باد.
دو نمونه از نامه‌های ایشان که رگه‌های پررنگی از «کلی‌گویی» و «یأس از تربیت» در آن است را در ادامه بخوانید. البته اگر جوانان عزیز، چیزی از مطالب را نفهمند، طبیعی است. ایشان علاوه بر «کلی‌گویی»، عارضه‌ی «سخت‌نویسی» نیز داشت.

****************

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله وحده و الصلاه علی سید الانبیاء‌، محمد و آله ساده الأوصیاء الطاهرین، و اللعن الدائم علی أعدائهم من الاولین و الآخرین
و بعد، مخفی نیست بر اولی الالباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرک است که حرکت احتیاج به او دارد و شناختن ما منه الحرکه، و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن ممکنات، متحرک به سوی مقصد است.
فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است و تفاوت منازل آنها در عاقبت به تفاهم مراتب علم آن‌ها است در ابتدا؛ پس اگر محرک را شناختیم و از نظم حرکات، حسن تدبیر و حکمت محرک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه او است.
خوشا به حال شناسنده اگر چه بالاترین شهید باشد! و وای به حال ناشناس اگر چه فرعون زمان باشد! در عواقب این حرکات، جاهل می‌گوید: ای کاش خلق نمی‌شدم !عالم می‌گوید: کاش هفتاد مرتبه حرکت به مقصد نمایم و بازگردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم! مبادا از زندگی خودمان پشیمان شده برگردیم.
صریحاً می‌گویم: به طور مثال اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی حیات او محسوب است و نصف دیگر ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع. خداشناس مطیع خدا می‌شود و سروکار با او دارد و آنچه می‌داند موافق رضای او است عمل می‌‌کند و در آنچه نمی‌داند توقف می‌نماید تا بداند و آن به آن استعلام می‌نماید و عمل می‌نماید یا توقف می‌نماید. عملش از روی دلیل و توقفش از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح [باشیم بر] اطاعت خدای قادر باشیم و قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوّت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست مگر برای خداییان و ضعفی نیست مگر برای غیر آن‌ها.
حال اگر در این مرحله صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن صفات و احوال بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر مخالفت با محرّک دواعی باطله است که اگر اعتنا به آن‌ها نکنیم کافی است، در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی: «افْضَلَ زادِ الرَّاحِلِ الَیکَ عَزْمُ ارادَهٍ».
و الحمد لله اولاً و آخراً، و الصلوه علی محمد و آله الطاهرین، و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه ۱۳۷۵ هـ.ش
مطابق با ربیع‌الاول ۱۴۱۷ هـ.ش

*******************
باسمه تعالی

آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سؤال می‌شود: آیا به مواعظی که تا حال شنیده‌اید عمل کرده‌اید یا نه؟ آیا می‌دانید که هرکس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم می‌فرماید؟ آیا اگر عمل به معلومات ـ اختیاراً ـ ننماید شایسته است توقع زیادتی معلومات؟
آیا باید دعوت به حق از طریق لسان باشد؟ آیا نفرموده با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید؟ آیا طریق تعلیم را باید یاد بدهیم یا آنکه یاد بگیریم؟
آیا جواب این سؤال‌ها از قرآن کریم: «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِینَّهُم سُبُلَنا»
و از کلام معصوم(ع): «مَنْ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ وَرَّثَهُ اللَهُ عِلْمَ مَا لَمْ یعْلَمْ» و «مَن عَمِلَ بِمَا عَلِمَ، کُفِی مَا لَم یعلَم» روشن نمی‌شود؟
خداوند توفیق مرحمت فرماید که آنچه را می‌دانیم زیر پا نگذاریم و در آنچه نمی‌دانیم توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود. نباشیم از آن‌ها که گفته‌اند:

پی مصلحت مجلس آراستند*** نشستند و گفتند و برخاستند

و ما توفیقی الا بالله، توکلت و الیه انیب، و السلام علیکم و رحمه ‌الله و برکاته.
مشهد مقدس
یکشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۳۷۵ هـ.ش
مطابق با ربیع‌الاول ۱۴۱۷ هـ.ق