نقاط اشتراک و افتراق «منهاج فردوسیان» با «اخباری‌گری»

سؤال: «منهاج فردوسیان» چه نقاط اشتراک و افتراقی با «اخباری‌گری» دارد؟ /
جواب: برخی نا آشنایان به منهاج فردوسیان و بی‌اطلاعان از مبانی اخباری‌ها، به صرف این که هر دو، به روایات رسیده از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و ائمه‌ی طاهرین (علیهم‌السلام) اهتمام ویژه و دلبستگی خاصی دارند، این دو را یک‌سو و یک‌افق می‌دانند؛ در حالی که چنین نیست و در یک نتیجه‌گیری کلی باید گفت: نقاط افتراقشان از نقاط اشتراکشان بیشتر است‌. اکنون به بررسی تفصیلی نقاط اشتراک و افتراق می‌پردازیم و امیدواریم مقایسه‌ی مهم‏ترین عقیده‏هاى اخباریان و باورهاى عمده و ریشه‏اى آنان با نظرات منهاج فردوسیان، نقاط اشتراک و افتراق منهاج فردوسیان با اخباری‌گری را به روشنی مشخص نماید‌.
البته نکته‌ی حائز اهمیت این است که اخباریان به دو گروه افراطی و معتدل تقسیم میشوند‌. لهذا آنچه در پی می‌آید، الزاماً نظر تمام منسوبین به این گرایش فکری نیست، اما اجمالاً این نظرات، در بین اخباریان، مطرح شده و دارای طرفدار است که عبارتند از:
۱‌. اخباری می‌گوید: روش اجتهادى فقهاى شیعه باطل مى‏باشد و برای خود، روش استنباط دیگری دارد‌.
منهاجی می‌گوید: اجتهاد فقهای معظم (معروف به اصولیون) صحیح است ولی باید در زمانِ نبودن قانون در منهاج فردوسیان، به استفتاء از فقیه جامع الشرایط روی آورد و مراجعه‌ی ابتدایی به رساله‌های توضیح المسائل، موجب سردرگمی و حیرانی مراجعه کننده‌ی عامی خواهد بود‌.
۲‌. اخباری می‌گوید: «عقل» و «اجماع» در استنباط احکام الهی، ناکارآمد است‌.
منهاجی می‌گوید: از عقل و اجماع در استجماع قاعده‌ها و قانون‌های منهاج فردوسیان استفاده نشده است‌.
۳‌. اخباری می‌گوید: تقلید در فروع دین باطل است و در این زمینه، علمایى که تقلید را باور دارند منحرف هستند و نیابت عامه‏ى آنان مورد پذیرش نمى‏باشد‌.
منهاجی می‌گوید: تقلید در واضحات و مسلّمات دین، مستند عقلی و نقلی ندارد ولی در مسائل پیچیده و مشکل، حکم عقل سلیم بر مراجعه به کارشناس دینی (فقیه) است‌.
۴‌. اخباری می‌گوید: تقلید از اعلم، خلاف دین، ساختگى، دروغ و بدعت است‌.
منهاجی می‌گوید: در موضوعاتی که قانونی در منهاج فردوسیان نداریم، عقل سلیم حکم می‌کند تا از نخبه‌ترین و زبده‌ترین کارشناسان فن، یعنی اعلم علمای دینی، استفتاء (پرس و جو) نماییم‌.
۵‌. اخباری می‌گوید: تحصیل علوم اسلامى اتلاف وقت و گمراهى است و این دانش‏ها رقیب کتاب و سنت است، در حالى که دین، امرى آسان است و فهم آن به چنین دانش‏هایى نیازى ندارد‌.
منهاجی می‌گوید: تحصیل علوم اسلامی (مانند طب اسلامی، نجوم اسلامی، تاریخ اسلام و‌ … ) اگر با نیت خالص و هدف خدمت به دین خدا و بندگانش نباشد، نقشی در رساندن منهاجی به کمال و سعادت ندارد‌.
۶‌. اخباری می‌گوید: اصول فقه هیچ‏گونه فایده‏ى علمى ندارد، تمامى آن ساخته‏ى عالمان فلسفى است و علمى دینى به شمار نمى‏رود‌. اصولیان در واقع پیرو قیاس، استحسان و مصالح مرسله هستند تا پیرو دین‌.
منهاجی می‌گوید: فراگرفتن علم اصول فقه، به خودی خود، نقشی در تکامل و سعادت ندارد‌. مگر این که ابزار دست فقیه متبحر برای استنباط احکام الهی قرار گیرد‌.
۷‌. اخباری می‌گوید: تحصیل فلسفه و دروس معقول هر قدر و براى هر کس که باشد حرام است‌. معقولات از فلاسفه‏ى یونان رواج یافته است و به عنوان رقیب سرسخت دین مطرح مى‏باشد‌.
منهاجی می‌گوید: تحصیل فلسفه و دروس معقول، نقشی در کمال و سعادت انسان ندارد ولی اگر در راه الزام خصم مورد استفاده قرار گیرد و (بنا بر ادعای برخی) بتوان کسی را با آن به جانب دین حنیف و مکتب شریف، هدایت نمود، ارزشمند است‌.
۸‌. اخباری می‌گوید: تحصیل معاش براى عالمان همانند دیگران از واجبات عینى است و به همین علت، کار کردن در ضمن تحصیل، براى علما واجب مى‏باشد‌.
منهاجی می‌گوید: هم تحصیل معاش و هم تحصیل علمی که مقدمه‌ی نشر و هدایت باشد، مورد سفارش شرع انور است‌. اگر کسی بتواند جمع کند، اولی است و اگر ممکن نبود، بنا بر استعدادش عمل نماید؛ یعنی به دقت در حالات خود بنگرد که بیشتر میل به تحصیل معاش دارد یا تحصیل و نشر علم دین، سپس همان را برگزیند‌.
۹‌. اخباری می‌گوید: هرگونه امرار معاش از مصارف دینى؛ مانند: خمس، سهم مبارک امام، زکات و بیت‏المال براى عالمان حرام مى‏باشد؛ خواه مورد مصرف آن امرى واجب باشد یا مستحب‌.
منهاجی می‌گوید: استفاده‌ی بلاعوض منهاجی از سهم مبارک امام و بیت المال، همچنین استفاده از زکات و سهم سادات، اگر شرایط دریافتش را نداشته باشد، بلاشک ممنوع و مانع رسیدن به کمال و سعادت است‌. اما تحصیل علمی که مقدمه‌ی نشر معارف الهیه باشد، عوض کاملی محسوب ‌می‌شود‌.
۱۰‌. اخباری می‌گوید: اصل اباحه (فرض جایز بودن هر کاری تا زمانی که دلیلی بر ممنوعیت آن نباشد) حجت نیست‌.
منهاجی می‌گوید: انجام تمام کارهایی که نهیی از شارع مقدس ندارد، جایز است و ضرری به کمال و سعادت نمی‌زند‌.
۱۱‌. اخباری می‌گوید: خمس و سهم مبارک امام (علیه ‏السلام) براى همه‏ى شیعیان، مباح است و پرداخت آن به سادات و عالمان، زاید مى‏باشد‌.
منهاجی می‌گوید: با توجه به دستور صریح قرآن و ردّ این نظریه توسط بزرگان فقها، احتیاط در پرداخت سهمین است‌.
۱۲‌. اخباری می‌گوید: کسی غیر از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) حق رجوع و استفاده و استنباط از آیات قرآن را ندارد، بلکه باید برای فهم قرآن از اخبار امامان (علیهم‌السلام) مدد جست و به وسیله‌ی روایات، قرآن فهمیده می ـ شود، زیرا روایاتی داریم که تفسیر به رأی را ممنوع کرده‌اند‌.
منهاجی می‌گوید: ظواهر امر و نهی‌های قرآن کریم، حتی اگر روایتی در تفسیرش نداشته باشیم، حجت است و باید در عمل، مراعات گردد‌.
۱۳‌. اخباری می‌گوید: قرآن مجید و کتاب آسمانى اسلام همانند دیگر کتاب‏هاى آسمانى تحریف شده است‌.
منهاجی می‌گوید: تحریف به معنی زیاد شدن در قرآن کریم، به اجماع فریقین، مردود است ولی در تحریف به معنی نقصان یا تبدیل اعراب، توقف میکنیم‌.
۱۴‌. اخباری می‌گوید: تقیه براى هرکس و در هر جا لازم است و در زیر لواى آن، قعود بر قیام ترجیح دارد، مگر انتقاد بر عالمان شیعه؛ آن هم تا جایى که براى دین، زیانى نداشته باشد‌.
منهاجی می‌گوید: تقیه همچون سپری در شرایط سخت برای حفظ جان و مال شیعیان است، پس به حکم عقل سلیم، هر وقت شرایط سخت بر طرف گردد، تقیه بی‌معنی خواهد بود‌.
۱۵‌. اخباری می‌گوید: شهادت بر ولایت امیرمؤمنان على (علیه‌‏السلام) در اذان و اقامه‏ى نماز، حرام و بدعت است‌.
منهاجی می‌گوید: به دلیل نبودن آیه یا روایتی دال بر گفتن شهادت ثالثه در اذان و اقامه، و با توجه به این که در گفتتنش شبهه‌ی بدعت وجود دارد، از باب احتیاط (و بدون این که حرام بدانیم) نمی‌گوییم‌.
۱۶‌. اخباری می‌گوید: تقلید از مجتهد جامع الشرایطی که مُرده است، جایز است‌. (به خلاف اصولی که تقلید ابتدایی از میت را حرام می‌داند و می‌گوید اجتهاد او با مرگش زایل شده است)
منهاجی می‌گوید: در عمل به حد احتیاط فتاوا، لازم است فتوای مجتهد جامع الشرایط معاصر وفات یافته را هم مد نظر داشت و حق، با مردن مجتهد اعلم، تغییر نمی‌یابد‌.
۱۷‌. اخباری می‌گوید: نماز جمعه حتى در پناه طاغوت، واجب و ترک آن، حرام و مخالف حکم صریح قرآن کریم است‌.
منهاجی می‌گوید: رفتن به نماز جمعه (بدون این که واجب بدانیم) عمل به سفارش قرآن و روایات این باب است‌.
۱۸‌. اخباری می‌گوید: اخبار کتب چهارگانه (اصول کافی، تهذیب، استبصار و من لایحضره الفقیه)، قطعی الصدور است یعنی همه‌ی آنها بدون استثناء از معصوم صادر شده است‌. بنابراین احتیاج به علم رجال نداریم‌.
منهاجی می‌گوید: روایات این چهار کتاب، بسیار معتبر است ولی احتیاط، حکم می‌کند فقط روایاتی از این کتابها که دارای تواتر معنوی است، مبنای استجماع قوانین عملی طبقات اول تا ششم قرار گیرد و روایات آحاد آن، مبنای قوانین مراحل هفتم تا دهم باشد‌.
۱۹‌. اخباری می‌گوید: عالمان اصولى، اهل دنیا هستند و فساد اخلاق، حسد و سیاست‌بازى دارند‌.
منهاجی می‌گوید: برتری انسانها در نزد خدای متعال، به نوع نگرش علمی آنان نیست بلکه به داشتن ملکات اخلاقی و تقوای عملی است‌. پس هر کس، با هر سطح سواد و معلومات، که از این امور حقیقی، بهره‌ی بیشتری برده باشد، درجه‌اش بالاتر و مقامش والاتر خواهد بود‌.
۲۰‌. اخباری می‌گوید: خبر واحد، به علت این که مفید قطع و یقین نیست، حجت نمی‌باشد‌.
منهاجی می‌گوید: از اخبار آحادی که در کتاب‌های معتبر، از مؤلفین معتبر شیعه آمده باشد، در استجماع قوانین مراحل هفتم تا دهم استفاده ‌می‌شود‌.
۲۱‌. اخباری می‌گوید: شخص مکلف به مجرد شنیدن آیه‌ای یا حدیثی به ادعای این که منظور را فهمیده‌ام، می‌تواند به آن عمل کند‌.
منهاجی می‌گوید: مراجعه‌ی مستقیم غیر متخصصین به فرامین آیات و روایات و رعایت آنها، خطرات بسیار دارد و موجب گمراهی خواهد بود‌.
این مختصر فقط به بیان اجمالی دیدگاه‌های منهاج فردوسیان و اخباریگری اختصاص یافت تا بیننده‌ی بصیر، خود بتواند نقاط اشتراک و افتراق این دو نگرش را دریابد، و بیان دلایل هر کدام، نیازمند مجال وسیع‌تری است‌.